نگاهی به مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا
مرحله يک چهارم نهايي ليگ قهرمانان اروپا چهارشنبه شب به پايان رسيد و تيم هاي بارسلونا، منچستر يونايتد، آرسنال و چلسي توانستند گام به مرحله نيمه نهايي رقابت ها بگذارند.
در حالي که سه تيم انگليسي و يک تيم از اسپانيا توانسته اند به مرحله نيمه نهايي راه پيدا کنند، همه در انتظار فرا رسيدن ديدارهاي اين مرحله بوده و اغراق نيست اگر بگوييم که در اين ميان بسياري علاقمند به حضور تيم هاي منچستر يونايتد و بارسلونا در فينال رم هستند.
حميدرضا صدر در گفت و گو با خبرنگاران پيرامون آنچه در مرحله يک چهارم نهايي رقابت ها و به ويژه دور برگشت آن رخ داد شرح مي دهد:
*پورتو – منچستر يونايتد
*تغيير و تحولات
در مورد اين بازي بايد بگويم که انتظار يک بازي دراماتيک را داشتيم حتي اگر با شکست پورتو همراه مي شد. در اين ديدار، ترکيب منچستر يونايتد با چند تغيير اساسي همراه بود. از جمله آنها مي توان به کنار گذاشته شدن گري نويل اشاره کرد که پس از مدت ها در ديدار رفت براي منچستر يونايتد به ميدان رفت و به واقع در تمامي حرکات مقهور حرکات تکنيکي بازيکنان پورتو شد.
بازگشت ريو فرديناند نيز خط دفاعي يونايتدها را مستحکم تر از قبل ساخته بود. از ديگر نکات مي توان به حضور اندرسون به عنوان هافبک چپ اشاره کرد. اين بازيکن تکنيکي به سبب تجربه اي که از حضور در فوتبال پرتغال داشت توانست نقش خود را به خوبي ايفا کند و در واقع فرگوسن با اسلحه خود پورتو به جنگ اين تيم رفت.
در جناح راست، وين روني جلوي جان اوشي بازي مي کرد. بي ترديد روني يکي از بهترين بازيکنان منچستر يونايتد در هر دو بازي بود. اين تدابير بسيار کارساز ظاهر شدند و در نهايت مي توان به گل برتافته از هوش، قريحه و زکاوت ستاره اي مانند کريستيانو رونالدو اشاره کرد.
در کنار اين مسائل، بايد گفت که تيم هاي پرتغالي همواره در بازي هاي خارج از خانه خود بهتر بوده اند. تيم هايي همچون آرسنال و ويارئال هم از چنين وضعيتي برخوردار بوده اند.
در مجموع منچستر يونايتد تيم بهتر ميدان بود و به نظر من حضور ريو فرديناند در قلب خط دفاعي اين تيم و زوجي که او با نمانيا ويديچ تشکيل داده بود از عوامل اصلي موفقيت يونايتدها در اين ديدار به شمار مي رفت و فکر مي کنم به جز يک مورد، خط دفاعي منچستر يونايتد اشتباه ديگري نداشت.
*زوال ادوين فان در سار
به نظرم فان درسار از زماني که دروازه اش برابر بلکبرن و ضربه سانتاکروز باز شد دچار افت شده است. البته يک نکته را نبايد فراموش کرد و آن هم اينکه فان درسار در دوره اي درخشش داشت که خط مياني و مدافعان منچستر بسيار مستحکم تر بودند.
*نگاه کلي
ترکيب فرگوسن براي اين بازي با تدبير بسياري همراه بود و منچستر يونايتد حتي با بازي بسيار بد برباتوف توانست نتيجه را به سود خود به پايان ببرد.
ورود ناني به جاي برباتوف هم پادزهري بود که به سود يونايتدها عمل کرد. اين بازيکن پرتغالي بسيار تکنيکي بوده و توانست براي تيمش مثمر ثمر واقع شود.
در پايان هم مي توان به گل نامتعارف کريستيانو رونالدو اشاره کرد. او در اين بازي گهگاه حتي به عنوان مهاجم نوک براي تيمش عمل مي کرد و البته به جز گلي که به ثمر رساند در ساير دقايق مسابقه به هم تيمي هايش اختيار عمل بيشتري مي داد.
*چلسي – ليورپول
*فراتر از سيستم
من اين بازي را جشنواره اي از اشتباهات مي بينم. ديداري که در آن مربيان اشرافي به کنترل بازيکنان و سيستم ها نداشتند. به اعتقاد من، گلي که پتر چک دريافت کرد از جمله اين اشتباه ها بود و پس از خوردن دو گل از سوي چلسي، ليورپول اميد بسيار زيادي پيدا کرد.
چک پس از دريافت دوگل در يکي از صحنه ها خروج ناموفقي از دروازه داشت و چيزي نمانده بود که اين اشتباه بدل به گل سوم حريف شود.
*غيبت ستاره ها
غيبت جان تري در قلب خط دفاعي چلسي را بسيار محسوس ديدم. البته ايوانويچ هم بازيکن باهوش و قدرتمندي است اما در مورد ديدار رفت و دو گلي که اين بازيکن موفق شد به ثمر برساند، ليورپولي ها طرحي براي مهار او نداشته و به نوعي شناخت کافي نسبت به اين بازيکن نداشتند.
در آن سوي ميدان، بايد بگويم جرارد ابرستاره اي است که وقتي از وجود وي بهره مند نباشيد ممکن است بسياري چيزها را از دست بدهيد. اين پرسش ابدي و ازلي با ما باقي مي ماند که اگر جرارد در اين ديدار حضور داشت جريان بازي به چه شکل پيش مي رفت. با اين همه خط مياني ليورپول در اين ديدار نمايش بدي ارائه نکرد، اما پاسخ به اين پرسش که اگر جرارد بود چگونه ظاهر مي شد بسيار مشکل است.
*جشنواره اي از اشتباهات
در مورد ليورپول، مي توان گفت که پپه رينا دروازه بان اين تيم همه آرزوهاي ليورپول را بر باد داد. اگر او نمايش خوبي ارائه مي داد شايد اکنون ليورپول به مرحله بعدي رقابت ها راه يافته بود.
رينا روي گلي هم که الکس دريافت کرد ضعيف ظاهر شد. ضربه الکس تنها يک ضربه محکم بود اما زاويه چنداني نداشت و رينا مي توانست روي اين گل بهتر عمل کند.
از نگاه من، تنها گل نخست فرانک لمپارد يک گل حرفه اي بود و ساير گل ها به نوعي حاصل اشتباهات بازيکنان هردو تيم بودند. به عنوان مثال در مورد گلي که درک کويت به ثمر رساند اشتباه ترکيب دفاعي چلسي باعث شد تا اين گل به ثمر برسد.
بيرون کشيدن اوبي ميکل و حضور آنلکا در ميدان هم از تعويض هاي کارساز چلسي بود. آنلکا از سمت راست به خوبي فشار آورد و با وجود اينکه تنها 6 يا 7 بار با توپ تماس داشت توانست دو پاس گل بدهد.
*بازيکن کليدي
يکي از بازيکناني که در اين ديدار به ويژه در نيمه دوم فوق العاده ظاهر شد "فلورنت مالودا" بود که بازي اش چندان به چشم نيامد. مالودا با تکنيک خود توانست بارها براي بازيکناني همچون بالاک و دروگبا موقعيت سازي کند و يکي از ستاره هاي چلسي در اين ديدار به شمار مي رفت.
*بايرن مونيخ – بارسلونا
*آمار بي نظير
بدون شک همه چيز در نوکمپ تمام شده بود. وقتي که در يک ديدار از تيم حريف 4 گل دريافت کرده باشيد ديگر اميدي براي صعود باقي نمي ماند.
بارسلونا در اين فصل از رقابت هاي لاليگا نزديک به 90 گل به ثمر رسانده که اين آمار در فوتبال معاصر بي نظير است.
*بازي بد بايرن يا نمايش خيره کننده بارسا؟
نمي توان گفت که بايرن مونيخ بازي بدي ارائه نکرد. غيبت لوسيو و فليپ لام نقش عمده اي در عملکرد ضعيف آنها ايفا کرد. از طرفي خط مياني بايرن هم بسيار ناهماهنگ عمل کرد. با همه اينها، به اعتقاد من حتي اگر بايرن نمايش بهتري هم ارائه مي کرد دست کم با اختلاف دو گل بازي را واگذار کرده بود. نتايجي که آنها اخيراً در بوندسليگا بدست آورده اند بهترين دليل براي اثبات اين ادعا است.
*آرسنال – ويارئال
*آدبايور، منجي توپچي ها
انتظار بيشتري از پلگريني و تيمش در اين ديدار داشتم. در ديدار رفت، ويارئال توانسته بود از حريف پيش بيفتد، اما بازهم يک گل نامتعارف که توسط ضربه تماشايي آدبايور به ثمر رسيد نتيجه را به سود آرسنال تغيير داد.
*جاي خالي سنا
غيبت مارکوس سنا تاثير عمده اي روي بازي ويارئال در دور برگشت داشت. او بازيکني بود که در ديدار رفت هم تک گل تيمش را به ثمر رساند و بازيکن کليدي ويارئال به شمار مي رود.
شايد اگر سنا بود ويارئال مي توانست بازي متفاوتي از خود ارائه كند. بي ترديد نبود اين بازيكن بي تاثير نبود.
*نقطه اوج
به نظر من آرسنالي ها در اين برهه از فصل به نوعي به اوج رسيدند. بازگشت فابرگاس به ميادين مي تواند به اين تيم کمک بسياري کند. آرسن ونگر به واقع مربي بزرگي است و در دل تيم آرسنال جاي دارد. او از آن دسته مربياني نيست که براي خودشان تبليغ مي کنند؛ کاري که يک مربي مانند بنيتس زياد انجام مي دهد. فکر مي کنم تقابل آرسنال با منچستر يونايتد در مرحله نيمه نهايي رقابت ها بسيار جالب خواهد بود.
در حالي که سه تيم انگليسي و يک تيم از اسپانيا توانسته اند به مرحله نيمه نهايي راه پيدا کنند، همه در انتظار فرا رسيدن ديدارهاي اين مرحله بوده و اغراق نيست اگر بگوييم که در اين ميان بسياري علاقمند به حضور تيم هاي منچستر يونايتد و بارسلونا در فينال رم هستند.
حميدرضا صدر در گفت و گو با خبرنگاران پيرامون آنچه در مرحله يک چهارم نهايي رقابت ها و به ويژه دور برگشت آن رخ داد شرح مي دهد:
*پورتو – منچستر يونايتد
*تغيير و تحولات
در مورد اين بازي بايد بگويم که انتظار يک بازي دراماتيک را داشتيم حتي اگر با شکست پورتو همراه مي شد. در اين ديدار، ترکيب منچستر يونايتد با چند تغيير اساسي همراه بود. از جمله آنها مي توان به کنار گذاشته شدن گري نويل اشاره کرد که پس از مدت ها در ديدار رفت براي منچستر يونايتد به ميدان رفت و به واقع در تمامي حرکات مقهور حرکات تکنيکي بازيکنان پورتو شد.
بازگشت ريو فرديناند نيز خط دفاعي يونايتدها را مستحکم تر از قبل ساخته بود. از ديگر نکات مي توان به حضور اندرسون به عنوان هافبک چپ اشاره کرد. اين بازيکن تکنيکي به سبب تجربه اي که از حضور در فوتبال پرتغال داشت توانست نقش خود را به خوبي ايفا کند و در واقع فرگوسن با اسلحه خود پورتو به جنگ اين تيم رفت.
در جناح راست، وين روني جلوي جان اوشي بازي مي کرد. بي ترديد روني يکي از بهترين بازيکنان منچستر يونايتد در هر دو بازي بود. اين تدابير بسيار کارساز ظاهر شدند و در نهايت مي توان به گل برتافته از هوش، قريحه و زکاوت ستاره اي مانند کريستيانو رونالدو اشاره کرد.
در کنار اين مسائل، بايد گفت که تيم هاي پرتغالي همواره در بازي هاي خارج از خانه خود بهتر بوده اند. تيم هايي همچون آرسنال و ويارئال هم از چنين وضعيتي برخوردار بوده اند.
در مجموع منچستر يونايتد تيم بهتر ميدان بود و به نظر من حضور ريو فرديناند در قلب خط دفاعي اين تيم و زوجي که او با نمانيا ويديچ تشکيل داده بود از عوامل اصلي موفقيت يونايتدها در اين ديدار به شمار مي رفت و فکر مي کنم به جز يک مورد، خط دفاعي منچستر يونايتد اشتباه ديگري نداشت.
*زوال ادوين فان در سار
به نظرم فان درسار از زماني که دروازه اش برابر بلکبرن و ضربه سانتاکروز باز شد دچار افت شده است. البته يک نکته را نبايد فراموش کرد و آن هم اينکه فان درسار در دوره اي درخشش داشت که خط مياني و مدافعان منچستر بسيار مستحکم تر بودند.
*نگاه کلي
ترکيب فرگوسن براي اين بازي با تدبير بسياري همراه بود و منچستر يونايتد حتي با بازي بسيار بد برباتوف توانست نتيجه را به سود خود به پايان ببرد.
ورود ناني به جاي برباتوف هم پادزهري بود که به سود يونايتدها عمل کرد. اين بازيکن پرتغالي بسيار تکنيکي بوده و توانست براي تيمش مثمر ثمر واقع شود.
در پايان هم مي توان به گل نامتعارف کريستيانو رونالدو اشاره کرد. او در اين بازي گهگاه حتي به عنوان مهاجم نوک براي تيمش عمل مي کرد و البته به جز گلي که به ثمر رساند در ساير دقايق مسابقه به هم تيمي هايش اختيار عمل بيشتري مي داد.
*چلسي – ليورپول
*فراتر از سيستم
من اين بازي را جشنواره اي از اشتباهات مي بينم. ديداري که در آن مربيان اشرافي به کنترل بازيکنان و سيستم ها نداشتند. به اعتقاد من، گلي که پتر چک دريافت کرد از جمله اين اشتباه ها بود و پس از خوردن دو گل از سوي چلسي، ليورپول اميد بسيار زيادي پيدا کرد.
چک پس از دريافت دوگل در يکي از صحنه ها خروج ناموفقي از دروازه داشت و چيزي نمانده بود که اين اشتباه بدل به گل سوم حريف شود.
*غيبت ستاره ها
غيبت جان تري در قلب خط دفاعي چلسي را بسيار محسوس ديدم. البته ايوانويچ هم بازيکن باهوش و قدرتمندي است اما در مورد ديدار رفت و دو گلي که اين بازيکن موفق شد به ثمر برساند، ليورپولي ها طرحي براي مهار او نداشته و به نوعي شناخت کافي نسبت به اين بازيکن نداشتند.
در آن سوي ميدان، بايد بگويم جرارد ابرستاره اي است که وقتي از وجود وي بهره مند نباشيد ممکن است بسياري چيزها را از دست بدهيد. اين پرسش ابدي و ازلي با ما باقي مي ماند که اگر جرارد در اين ديدار حضور داشت جريان بازي به چه شکل پيش مي رفت. با اين همه خط مياني ليورپول در اين ديدار نمايش بدي ارائه نکرد، اما پاسخ به اين پرسش که اگر جرارد بود چگونه ظاهر مي شد بسيار مشکل است.
*جشنواره اي از اشتباهات
در مورد ليورپول، مي توان گفت که پپه رينا دروازه بان اين تيم همه آرزوهاي ليورپول را بر باد داد. اگر او نمايش خوبي ارائه مي داد شايد اکنون ليورپول به مرحله بعدي رقابت ها راه يافته بود.
رينا روي گلي هم که الکس دريافت کرد ضعيف ظاهر شد. ضربه الکس تنها يک ضربه محکم بود اما زاويه چنداني نداشت و رينا مي توانست روي اين گل بهتر عمل کند.
از نگاه من، تنها گل نخست فرانک لمپارد يک گل حرفه اي بود و ساير گل ها به نوعي حاصل اشتباهات بازيکنان هردو تيم بودند. به عنوان مثال در مورد گلي که درک کويت به ثمر رساند اشتباه ترکيب دفاعي چلسي باعث شد تا اين گل به ثمر برسد.
بيرون کشيدن اوبي ميکل و حضور آنلکا در ميدان هم از تعويض هاي کارساز چلسي بود. آنلکا از سمت راست به خوبي فشار آورد و با وجود اينکه تنها 6 يا 7 بار با توپ تماس داشت توانست دو پاس گل بدهد.
*بازيکن کليدي
يکي از بازيکناني که در اين ديدار به ويژه در نيمه دوم فوق العاده ظاهر شد "فلورنت مالودا" بود که بازي اش چندان به چشم نيامد. مالودا با تکنيک خود توانست بارها براي بازيکناني همچون بالاک و دروگبا موقعيت سازي کند و يکي از ستاره هاي چلسي در اين ديدار به شمار مي رفت.
*بايرن مونيخ – بارسلونا
*آمار بي نظير
بدون شک همه چيز در نوکمپ تمام شده بود. وقتي که در يک ديدار از تيم حريف 4 گل دريافت کرده باشيد ديگر اميدي براي صعود باقي نمي ماند.
بارسلونا در اين فصل از رقابت هاي لاليگا نزديک به 90 گل به ثمر رسانده که اين آمار در فوتبال معاصر بي نظير است.
*بازي بد بايرن يا نمايش خيره کننده بارسا؟
نمي توان گفت که بايرن مونيخ بازي بدي ارائه نکرد. غيبت لوسيو و فليپ لام نقش عمده اي در عملکرد ضعيف آنها ايفا کرد. از طرفي خط مياني بايرن هم بسيار ناهماهنگ عمل کرد. با همه اينها، به اعتقاد من حتي اگر بايرن نمايش بهتري هم ارائه مي کرد دست کم با اختلاف دو گل بازي را واگذار کرده بود. نتايجي که آنها اخيراً در بوندسليگا بدست آورده اند بهترين دليل براي اثبات اين ادعا است.
*آرسنال – ويارئال
*آدبايور، منجي توپچي ها
انتظار بيشتري از پلگريني و تيمش در اين ديدار داشتم. در ديدار رفت، ويارئال توانسته بود از حريف پيش بيفتد، اما بازهم يک گل نامتعارف که توسط ضربه تماشايي آدبايور به ثمر رسيد نتيجه را به سود آرسنال تغيير داد.
*جاي خالي سنا
غيبت مارکوس سنا تاثير عمده اي روي بازي ويارئال در دور برگشت داشت. او بازيکني بود که در ديدار رفت هم تک گل تيمش را به ثمر رساند و بازيکن کليدي ويارئال به شمار مي رود.
شايد اگر سنا بود ويارئال مي توانست بازي متفاوتي از خود ارائه كند. بي ترديد نبود اين بازيكن بي تاثير نبود.
*نقطه اوج
به نظر من آرسنالي ها در اين برهه از فصل به نوعي به اوج رسيدند. بازگشت فابرگاس به ميادين مي تواند به اين تيم کمک بسياري کند. آرسن ونگر به واقع مربي بزرگي است و در دل تيم آرسنال جاي دارد. او از آن دسته مربياني نيست که براي خودشان تبليغ مي کنند؛ کاري که يک مربي مانند بنيتس زياد انجام مي دهد. فکر مي کنم تقابل آرسنال با منچستر يونايتد در مرحله نيمه نهايي رقابت ها بسيار جالب خواهد بود.
*پيش بيني مرحله نيمه نهايي
من به شخصه همواره انتظار حوادث غير منتظره را دارم. شايد بارسلونا مقابل چلسي سقوط کند و امسال بازهم شاهد فينال منچستر يونايتد و چلسي اين بار در ورزشگاه المپيک رم باشيم. بايد اعتراف کنم که طرفدار هيچ تيم خاصي نيستم و تنها ذات و ماهيت فوتبال براي من از زيبايي و اهميت برخوردار است.
من به شخصه همواره انتظار حوادث غير منتظره را دارم. شايد بارسلونا مقابل چلسي سقوط کند و امسال بازهم شاهد فينال منچستر يونايتد و چلسي اين بار در ورزشگاه المپيک رم باشيم. بايد اعتراف کنم که طرفدار هيچ تيم خاصي نيستم و تنها ذات و ماهيت فوتبال براي من از زيبايي و اهميت برخوردار است.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۰۱/۲۸ ساعت ۱۰:۳۸ ق.ظ توسط علی کشوری
|