چهارشنبه 29 اکتبر 2008 آغاز پانزدهمين سال حضور او در رئال مادريد خواهد بود. "رائول گونزالس بلانکو" که از او به عنوان فرشته رئال مادريد ياد مي شود متولد 27 ژوئن 1977 در شهر مادريد است. رائول از سال 1994 به عضويت تيم بزرگسالان رئال مادريد درآمد.
رائول بيش از 100 بار براي تيم ملي اسپانيا به ميدان رفته است. وي با 44 گل همچنان بهترين گلزن تاريخ تيم ملي اسپانيا است.
مشخصات:
نام کامل : "رائول گونزالس بلانکو"
تاريخ تولد : 27 ژوئن 1977
محل تولد : مادريد، اسپانيا
قد : 1 متر و 80 سانتي متر
نام هاي مستعار : El Angel De Madrid (فرشته رئال مادريد)
El Capitan (کاپيتان)
Raulito (رائوليتو)
El Siete (شماره 7)
پست : مهاجم نوک، مهاجم دوم
اگر بخواهيم از مهمترين رقابت هاي معتبري که رائول در آنها حاضر شده است ياد کنيم مي توان به جام هاي جهاني 1998 فرانسه، 2002 کره و ژاپن و 2006 آلمان و همچنين جام ملتهاي اروپا در سالهاي 2000 هلند و بلژيک و 2004 پرتغال اشاره کرد.
رائول دوازدهمين گلزن برتر تاريخ ليگ اسپانيا است. او در 14 سال گذشته 296 گل براي کهکشاني ها به ثمر رسانده است. با اين تعداد گل، او به دومين گلزن برتر تاريخ باشگاه رئال مادريد پس از آلفردو دي استفانو مبدل شده است.
سبک بازي :
رائول در حقيقت يک مهاجم نوک است اما او توانايي بازي به عنوان مهاجم دوم و يا حتي بازيکن خط مياني را نيز دارد. رائول يک بازيکن پرجنب و جوش است و علاقه زيادي به تغيير پست در زمين دارد.
او مي تواند هم بازيهاي خود را صاحب موقعيت ساخته و خالق فرصت هاي بزرگ گلزني باشد.
مربيان بسياري در باشگاه رئال مادريد و تيم ملي اسپانيا سعي در يافتن موثرترين پست رائول در زمين را داشته اند. رائول صرفاً يک تمام کننده است. بدون شک او بهترين سالهاي خود را در اواخر دهه 90 و درکنار "فرناندو مورينتس" سپري کرد.
از زماني که "مورينتس" از رئال مادريد جدا شد، رائول بيشتر به عنوان مهاجم دوم پشت سر بازيکناني همچون "رونالدو" و "فان نيستلروي" انجام وظيفه کرده و يا به عنوان بازيکن گوش چپ در خدمت باشگاه بوده است.
به گزارش یوفا: در جام جهاني 2006 نيز رائول به همراه "فرناندو تورس" جوان و جوياي نام، داويد ويا، "خوسه آنتونيو ريس" و خواکين سانچس در ترکيب اصلي تيم ملي اسپانيا قرار گرفت.
*زندگي ورزشي
رائول پس از موفقيت در تيم غير حرفه اي شهر خود با نام سان کريستوبال، در سن 13 سالگي موفق به امضاي قرارداد با باشگاه نوجوانان اتلتيکو مادريد شد. رائول با پيراهن تيم ملي اسپانيا موفق به قهرماني در جام جهاني زير 15 ساله هاي جهان شد و اينطور به نظر مي رسيد که وي قصد راهيابي به تيم بزرگسالان اتلتيکو مادريد و يافتن جايگاهي در نزد شاگردان "خسوس گيل" مربي آن زمان تيم را داشت.
پس از اينکه رائول از حضور در اتلتيکو مادريد ناکام ماند به رئال مادريد رفت و آنجا بود که سرنوشتي باورنکردني انتظار او را مي کشيد. رائول فصل 95-94 را با حضور در تيم سوم رئال مادريد آغاز کرد و در 7 بازي نخست خود 13 گل براي تيمش به ثمر رساند. در اکتبر 1994 "خورخه والدانو" سرمربي وقت رئال مادريد از اين بازيکن جوان و با استعداد در ترکيب تيم خود استفاده کرد. در آن زمان رائول تنها 17 سال و 4 ماه سن داشت و به عنوان جوان ترين بازيکن تاريخ باشگاه رئال مادريد در ترکيب اصلي اين تيم شناخته شد.
او طي نخستين فصل حضور خود در رئال مادريد 28 بار در ترکيب اين تيم حضور پيدا کرد و 9 گل نيز به ثمر رساند که نخستين گل وي در بازي مقابل اتلتيکو مادريد و در دومين حضور او در لاليگا به ثمر رسيد. در پايان همين فصل، رائول به همراه هم تيمي هاي خود جام باشگاههاي اسپانيا را بدست آورد.
در عرصه ملي رائول نخستين گل خود براي تيم ملي اسپانيا را در بازي مقابل تيم جمهوري چک به ثمر رساند. بازيهاي رائول در تيم ملي اسپانيا خوش بيني را در نزد هواداران اين تيم به ارمغان آورد و با گل هاي وي، تيم ملي اسپانيا به دنبال جبران ناکامي هاي خود در رقابت هاي معتبر بود.
رائول نقش عمده اي در بدست آوردن 6 جام معتبري که رئال مادريد در بين سالهاي 1998 تا 2003 به مجموعه افتخارهاي خود اضافه کرد ايفا نموده است. او در سالهاي 2000،1998 و 2002 جام قهرمانان باشگاههاي اروپا را به همراه رئال مادريد بالاي سر برد که در اين ميان در بازي هاي فينال سالهاي 2000 و 2002، رائول براي تيمش در مقابل والنسيا و بايرن لورکوزن گلزني کرد.
در ميان جام هاي داخلي نيز او چهار بار به قهرماني در لاليگا در سال هاي 2001،1997،1995 و 2003 به همراه رئال مادريد دست يافت. در سال 2002 پس از خداحافظي "فرناندو ئييرو" از تيم ملي اسپانيا و همچنين بدرود گفتن وي با باشگاه رئال مادريد، رائول به عنوان کاپيتان تيم ملي اسپانيا و رئال مادريد که در آن زمان به قوهاي سفيد معروف شده بود برگزيده شد.
در بين سال هاي 2003 تا 2007 رائول از سوي کارشناسان فوتبال به شدت مورد انتقاد واقع شد. که ريشه بيشتر اين انتقادها بازيهاي ضعيف او طي اين چهار سال بوده است. ناکامي هاي رائول در چهار سال گذشته با ناکامي هاي باشگاه رئال مادريد و همچنين تيم ملي اسپانيا در راستاي بدست آوردن جام هاي معتبر تواٌم گشت.
اين ناکامي ها سبب نيمکت نشيني هاي پياپي وي در تيم ملي اسپانيا و باشگاه رئال مادريد گرديده و در نهايت چندي پيش منجر به خط خوردن وي از تيم ملي اسپانيا و شاگردان لوئيز آراگونس شد. اين روزها بسياري از منتقدان، دليل حضور رائول در ترکيب اصلي رئال مادريد را قدرت نفوذ بالاي اين بازيکن در باشگاه رئال مادريد مي دانند.
در 28 سپتامبر 2005 رائول در بازي مقابل المپياکوس يونان در ليگ قهرمانان اروپا و در نود و هفتمين حضور خود در اين رقابتها با گلي که در اين بازي به ثمر رساند نام خود را به عنوان اولين بازيکني که در تاريخ اين رقابت ها پنجاه بار توپ را از خط دروازه حريفان عبور داده است مطرح کرد و رکورد پيشين باشگاه رئال مادريد را نيز که در اختيار "آلفردو دي استفانو" بازيکن افسانه اي رئال مادريد بود را کنار زد. در حال حاضر نيز رائول با 2 گلي که اخيراٌ در ليگ قهرمانان و در بازي مقابل بايرن مونيخ در مرحله حذفي به ثمر رساند رکورد 56 گل در اين رقابت ها را به نام خود ثبت کرد و رکورد آندري شوچنکوي 54 گله را از اذهان فوتبال دوستان محو کرد. وي هم اکنون با 63 گل نخستين گلزن برتر تاريخ ليگ قهرمانان اروپا است.
به گزارش یوفا: هر چند رائول در فصل 2007-2006 توانست تنها 5 گل براي تيم خود به ثمر برساند اما او به دليل تعصبي که نسبت به تيم خود دارد حاضر شد تا در پست هاي مختلفي از جمله سمت چپ و راست در اين فصل ايفاي نقش کند. تيم رئال مادريد در اين فصل و به خصوص پس از تعطيلات سال نو توانست با روحيه بالا، همکاري مثال زدني و به خصوص رهبري يک سرمربي توانا همچون "فابيو کاپلو" و کاپيتاني همچون "رائول گونزالس" عنوان قهرماني رقابت هاي لاليگا را از آن خود کند تا ديويد بکام و روبرتو کارلوس يک خداحافظي شيرين را با سانتياگو برنابئو تجربه کنند.
رائول پس از قهرماني تيم رئال مادريد و در مهماني اي که در آن رامون کالدرون رئيس باشگاه نيز حضور داشت، گفت: «به نظر من تيم ما چيزهاي از دست رفته زيادي را دز 4 ماه گذشته دوباره بدست آورد. اين جام در واقع حاصل اتحاد، روحيه تيمي و همچنين سخت کوشي ما بود. در اينجا لازم مي بينم که از تمامي هم تيمي هاي خود، سرمربي، اعضاي کادر فني و تدارکات تيم سپاسگذاري کنم. همگي آنها نقش فراواني در اين قهرماني ايفا کردند و همواره همانند عضوي از خانواده رئال مادريد در دشواري ها ما را ياري نمودند. همچنين نبايد والدين خود را فراموش کنيم، آنها بسيار موثر بودند. آنها با هر شکست ما اندوهگين شده و با هر پيروزي ما خوشحال شدند.»
قرارداد رائول با تيم رئال مادريد تا سال 2011 ميلادي است و اگر مسئولان رئال بخواهند او را بازيکن آزاد اعلام کنند بايد براساس يکي از مفاد قرارداد وي، مبلغ 180 ميليون يورو به گونزالس پرداخت کنند.
در عرصه ملي نيز رائول در بازي مقابل سن مارينو در رقابت هاي مقدماتي جام جهاني 2006 در تاريخ 12 اکتبر 2005 با بستن بازوبند کاپيتاني تيم ملي اسپانيا بر بازوي خود رکورد بيشترين حضور در تيم ملي اسپانيا را که قبل از وي در اختيار "فرناندو ئييرو" بود شکست و يک بار ديگر نام خود را در تاريخ فوتبال اسپانيا جاودانه ساخت.
او همچنين در 19 ژوئن 2006 و در بازي مقابل تونس در جام جهاني به عنوان هجدهمين بازيکني شناخته شد که در عرصه ملي در 3 جام جهاني مختلف گلزني کرده است.
از نظر اخلاقي نيز رائول يک بازيکن مثال زدني است. او در يک مقطع زماني در مدت 30 ماه هرگز کارت زرد از داوران دريافت نکرد. رائول از اندک بازيکناني است که در دوران فوتبال حرفه اي خود هرگز با کارت قرمز داوران روبرو نشده است.
*زندگي شخصي:
رائول متولد حومه شهر مادريد و از يک خانواده نجيب است. پدر او دن پدرو يکي از هواداران اتلتيکو مادريد بود، جايي که رائول مدت زمان کوتاهي را در آن سپري کرد و مربيان اتلتيکو استعداد قابل توجهي را در وجود او نيافتند چرا که رائول در آن زمان بسيار لاغراندام، نحيف و ضعيف بود.
رائول پس از به ثمر رساندن هرگل، حلقه ازدواج خود را به نشان علاقه خود به همسرش بوسه مي زند. همسر او "مامن سانز" نام دارد. رائول داراي چهار فرزند پسر است.
پسر نخست آنها "خورخه" نام دارد و متولد 25 فوريه 2000 است، رائول نام او را به سبب نام "خورخه والدانو" نخستين مربي حرفه اي خود در باشگاه رئال مادريد "خورخه" ناميده است. "اوگو" پسر دوم او متولد 20 نوامبر 2002 است که نام او نيز برگرفته از نام "اوگو سانچيس" قهرمان دوران کودکي رائول و بازيکن افسانه اي باشگاه رئال مادريد است. دو پسر ديگر او به نام هاي "هکتور" و "متئو" هردو متولد 17 نوامبر 2005 هستند. رائول به دليل علاقه اش نسبت به "لوتار ماتئوس" بازيکن بزرگ فوتبال آلمان نام "متئو" را براي پسر خود برگزيد.
رائول اهل مطالعه است و علاقه خاصي به کتابهاي "آرتورو پرز ريورته" دارد، او تمام سبک هاي موسيقي اسپانيايي را دوست داشته و همچنين از شکار و تماشاي مسابقه هاي گاوبازي لذت مي برد.
"فرناندو مورينتس" از دوستان بسيار نزديک رائول است. اين دو بازيکن اسپانيايي زوج طلايي خط حمله رئال مادريد را در بين سالهاي 1998 تا 2002 تشکيل مي دادند، تا زماني که "رونالدو" جاي "مورينتس" را در خط حمله گرفت و "مورينتس" راهي باشگاه موناکو شد. او در رقابتهاي ليگ قهرمانان اروپا در فصل 2004-2003 در بازي مقابل رئال مادريد تيم سابق خود، در مرحله حذفي اين رقابت ها و در مقابل ديدگان هواداران قوهاي سفيد يک گل زيبا به ثمر رساند اما به قدري در نزد هواداران رئال محبوب بود که با تشويق آنها مواجه شد. رائول و "مورينتس" همچنان دوستان صميمي براي يکديگر هستند. در فصل 2006-2005 در حالي که رائول دوران آسيب ديدگي خود را پشت سر مي گذاشت اکثر بازيهاي دوست قديمي خود را در ليگ برتر انگلستان و در پيراهن تيم ليورپول را از نزديک تماشا مي کرد.
*افتخارات تيمي در عرصه باشگاهي :
جام باشگاههاي اسپانيا در سالهاي 2001،1997،1995، 2003، 2007 و 2008
سوپر جام اسپانيا در سالهاي 2001،1997، 2003 و 2008
جام حذفي اسپانيا در سالهاي 2001،1997 و 2003
جام بين قاره اي در سالهاي 1998 و 2002
افتخارات فردي در عرصه باشگاهي :
بدست آوردن عنوان بهترين گلزن لاليگا يا پيچيچي در سالهاي 1999 و 2001
عنوان بهترين بازيکن فصل ليگ اسپانيا در فصل 97-96
جايزه بهترين مهاجم جام باشگاههاي اروپا در سالهاي 2001،2000 و 2003
عنوان بهترين بازيکن زمين در يکي از مسابقات در جام بين قاره اي در سال 1998
جايزه بهترين گلزن از نگاه فدراسيون تاريخ و آمار فوتبال در سال 1999
عنوان بهترين گلزن ليگ قهرمانان اروپا در فصول 2000-1999 و 2001-2000
کفش برنز فوتبال اروپا در سالهاي 1999و 2001
سومين بازيکن برتر جهان در سال 2001
دومين بازيکن برتر اروپا در سال 2001
نشان اختصاصي :
27 مارس 1999 : رائول هشتصدمين گل تاريخ تيم ملي اسپانيا را در مقابل استراليا به ثمر رساند.
7 سپتامبر 2002 : رائول نهصدمين گل تاريخ تيم ملي اسپانيا را در مقابل يونان به ثمر رساند.
عنوان بهترين گلزن تاريخ تيم ملي اسپانيا
بيشترين حضور در ترکيب اصلي تيم ملي اسپانيا با بيش از 100 بازي ملي
بيشترين حضور در ليگ قهرمانان اروپا با بيش از 116 بازي
بهترين گلزن تاريخ ليگ قهرمانان اروپا با 63 گل زده
به ثمر رساندن 2 گل در 2 فينال مختلف در ليگ قهرمانان اروپا
بهترين گلزن تيم رئال مادريد در ال کلاسيکو در مصاف با بارسلونا با 10 گل به ثمر رسانده
نقل قولهايي از بزرگان فوتبال جهان در مورد رائول :
فابيو کاپلو (15 نوامبر 1999) : رائول براستي يک برنده و وارث رئال مادريد است.
خاوير کلمنته (1 آوريل 2000) : رائول حقيقتاً بهترين مهاجم جهان است.
ژوزه مورينيو (23 آوريل 2000) : رائول ممکن است مانند لاک پشت کند باشد اما او لاک پشتي است که گل هاي فوق العاده اي به ثمر مي رساند.
فرانس بکن بائر (9 مي 2000) : رائول يکي از بهترين هاي اروپاست. او روح رئال مادريد است. نقش او در رئال مادريد مانند نقش "لوتار ماتئوس" در تيم ما بايرن مونيخ است.
تيري آنري (25 ژوئن 2000) : زماني که رائول در زمين حاضر مي شود، گلزني تنها ملکه ذهن اوست.
سر الکس فرگوسن (8 آوريل 2003) : اميدارم که رائول علاقه اي به مسافرت نداشته باشد، در غير اين صورت ما مجبوريم از ورود او به منچستر جلوگيري کنيم. رئال مادريد بازيکنان بزرگي همچون فيگو،زيدان و رونالدو را در اختيار دارد اما از نظر من رائول در ميان بهترين ها نيز بهترين است.
ديويد ترزگه (8 مي 2003) : همه ما به خوبي مي دانيم که رائول نه تنها به تيم خود بلکه به تمام فوتبال روحي تازه مي بخشد.
زين الدين زيدان (12 فوريه 2004) : بازيکنان مورد علاقه من در اروپا بدون شک فيگو و رائول هستند.
به گزارش یوفا: لوئيس فيگو (11 ژوئن 2005) : فکر مي کنم که رائول يکي از بزرگترين بازيکناني است که تاکنون دنياي فوتبال به خود ديده است. هنگامي که او در زمين حاضر مي شود همگان را حيرت زده مي سازد. رائول شگفت انگيز است.
ديويد بکام در آخرين نشست رسانه اي خود در مادريد (14 ژوئن 2007) : مي خواهم براي رائول آرزوي موفقيت کنم چرا که او همواره نمادي از قدرت و استقامت براي ما بوده است. او انساني است که بسياري از مردم بايد از وي الگو برداري کنند زيرا او خود را فداي کار و باورهايش مي کند. براي تمامي بازيکنان رئال مادريد و رائول آرزوي موفقيت مي کنم.
کاپيتان رئال مادريد روز جمعه در گفت و گو با شبکه تلويزيوني باشگاه رئال مادريد به توضيح در مورد تمامي مسائل موجود در تيم اسپانيايي پرداخت. او که روز چهارشنبه پانزدهمين سال حضور خود در رئال مادريد را جشن مي گيرد از خاطره هاي حضور در جمع قوهاي سپيد نيز سخن گفت. وي از نخستين گل به ثمر رسانده براي رئالي ها به عنوان به يادماندني ترين گل خود ياد کرد. متن اين گفت و گو به شرح زير است:
*شرايط تا چه اندازه نسبت به 15 سال گذشته تغيير کرده است؟
همه چيز تا حدودي تغيير کرده است. چهار آسمان خراش قديمي وجود داشتند و حالا ما "والدربباس" را در اختيار داريم که مکاني پيشرفته و کاملاً مناسب کار است. تمامي تحول هاي شکل گرفته مثبت بوده است و اميدوارم بتوانيم به دنبال اين مساله هواداران را خوشحال کنيم و باعث شويم که به افتخار کنند.
*در مورد تحول شکل گرفته در فوتبال چه نظري داري؟
15 سال پيش، دو يا سه تيم بودند که همواره بالاتر از سايرين قرار مي گرفتند و حالا تمامي تيم ها توانايي قهرماني را دارند چرا که پيشرفت بسياري در زمينه تمرين ها و روش هاي تاکتيکي شکل گرفته است. فوتبال بيش از پيش حرفه اي و رقابتي شده است و تماشاگران بيش از همه از اين مساله سود مي برند.
*نقش تو به عنوان کاپيتان چيست؟
شما تنها زماني به کاپيتان رئال مادريد تبديل مي شويد که سال ها در اين تيم حضور داشته باشيد. من معلمان بزرگي داشته ام. زماني که در سن 17 سالگي نخستين بار براي رئال مادريد به ميدان رفتم، الگوي من مانولو سانچيس، فرناندو ئييرو و ساير بازيکنان کهنه کاري بود که تجربه بازي در باشگاه هاي مختلف و تيم هاي ملي کشورهايشان را داشتند. نخستين الگوي من خورخه والدانو بود که اعتماد بنفس را به من القا کرد و به من نشان داد که مي توانم يک بازيکن فوتبال باشم. ديگر الگوي من فابيو کاپلو بود که در سال 1996 با ورود خود به تيم براي همه به ويژه من فوق العاده بود چرا که او به من کارهاي تاکتيکي را آموخت و به من ياد داد که فعاليت هاي بدنسازي از چه اهميتي برخوردار هستند. او از ما مي خواست که همواره تمرکز خود را حفظ کنيم و همين مساله باعث شده است که من در داخل و خارج از زمين در مسير درستي قرار گرفته و در اين مسير باقي بمانم. نخستين آسيب ديدگي هايي که در طول چند سال پشت سر گذاشتم حاصل تمرين هاي ويژه اي بود که در دوره بدنسازي داشتيم.
*و حالا خود تو چگونه مي تواني در نقش يک معلم ظاهر شوي؟
تعيين يک الگو، سخت کوشي و لذت بردن از آنچه انسان انجام مي دهد همگي مهم هستند. من زودتر به تمرين مي روم تا بتوانم بيش از ورود به زمين کمي خودم را گرم کرده و آماده کنم. همچنين ديگر مساله مهم همدلي همه با يکديگر است و اينکه بازيکنان جديد بتوانند خود را هرچه زودتر نه تنها با شرايط تيم بلکه با شرايط شهر تطبيق دهند. باشگاه گام بزرگي در راستاي کمک به بازيکنان و خانواده هاي آنها برمي دارد. همين موضوع به ما کمک مي کند که چنين تيم عمل گرايي داشته و بتوانيم به فعاليت در زمينه آنچه بيش از هر چيز ديگري دوست داريم يعني فوتبال بپردازيم.
*تو به بازيکناني اشاره کردي که همين تازگي به تيم اضافه شده اند. آيا نسل آينده با قدرت فراوان در راه است؟
ما اکنون پنج بازيکن هلندي داريم که به معناي واقعي اداره تيم را در دست گرفته اند و بازيکناني همچون دلارد و خاوي گارسيا که در اين باشگاه پرورش يافته و پس از مدتي بازي قرضي در تيم هاي ديگر به اينجا برگشته اند. درکنار اينها مي توان به مدرسه فوتبال رئال مادريد اشاره کرد که بازيکناني همانند ايکر(کاسياس)، ميچل (سالگادو)، گوتي و من را سال ها در اينجا ديده است. ما همچنين کاناوارو، فان نيستلروي و هاينسه را که بازيکنان بسيار شناخته شده اي هستند در اختيار داريم. ما گروه بسيار همگني با تعادل ميان بازيکنان جوان و کهنه کار هستيم. بازيکنان ما روز به روز پيشرفت مي کنند و اين درست همان چيزي است که اين تيم براي بدست آوردن عناوين نيازمند آن است.
*هواداران رئال مادريد نمونه واضحي از متعهد بودن هستند، اينطور نيست؟
آنچه در اينجا اهميت دارد خوب بازي کردن و پيروز شدن است، اين دو قاعده از ابتدا در اين باشگاه آموزش داده شده اند اما ارزش هايي هم هستند که توسط بازيکنان روزهاي دور بنا شدند. ارزش هايي همچون پشتکار، منش، فداکاري و تلاش تا سوت پايان بازي از جمله ارزش هايي هستند که ما در بسياري بازي ها به نمايش گذاشته ايم. در اين فصل همه بازيکنان در ديدار برابر والنسيا در سوپرجام اسپانيا فداکاري خود را نشان دادند. ما درحالي که تنها 9 بازيکن در اختيار داشتيم نتيجه بازي را به سود خود کرديم و فکر مي کنم هم هواداران و هم بازيکنان به معناي واقعي اين ارزش ها را در قلب خود جاي دادند.
*شما در آن ديدار 2 بازيکن کمتر داشته و از حريف عقب بوديد. در چنين شرايطي چه حرف هايي در رختکن زده شد؟
بازي در سانتياگو برنابئو بسيار خاص است و ما همواره احساس مي کنيم که هواداران مي توانند به ما نيروي اضافه ببخشند. آن روز، والنسيا تيم بهتر ميدان بود اما ما به هيچ وجه قصد تسليم شدن نداشتيم. برخي مواقع نيازي به گفت و گو نيست و يک نگاه، خود گوياي همه چيز است. همه ما از وجود انگيزه و تعهد براي پيروزي بهره مي بريم. گاهي همانند ديدار برابر يوونتوس که 2 بر صفر از آنها عقب بوديم تلاش مي کنيم به بازي برگرديم. اگر کمي خوش اقبال تر بوديم نتيجه مي توانست متفاوت باشد. تيم ما هرگز ايمان و باور خود را از دست نمي دهد و همه ما مي دانيم که در هر زمان مي توانيم بر حريف خود غلبه کنيم. همين ويژگي باشگاه ما را از سايرين متمايز مي سازد.
*زماني که نام بازيکناني همچون "پول اسکولز"، "جان تري"، "دل پيرو"، "مالديني" و "ئييرو" به گوش تو مي خورد چه فکري مي کني؟
آنها نمادهايي هستند که ارزش باشگاه هاي خود را به نمايش گذاشته و هر روز بزرگي بيشتري به وجهه باشگاه هاي خود مي بخشند. مالديني يکشنبه هفته گذشته بيستمين سال حضور خود در ميلان را تجربه کرد و همانند هميشه با انگيزه به نظر مي رسيد و ديدن اين مساله براي تمام بازيکنان جديدي که به تيم مي پيوندند اهميت دارد.
*کدام ويژگي مالديني را بيش از همه تحسين مي کني؟
تمامي ويژگي هاي او تحسين برانگيز هستند. دوست داشتم جاي او بودم. بازي کردن براي تيمي همچون ميلان به مدت 20 سال باورنکردني است. هرکس که درکنار مالديني بازي کرده از اعجوبه بودن او سخن گفته است. افسوس مي خورم که ما هرگز در کنار يکديگر بازي نکرده ايم اما من از هر لحاظ او را تحسين مي کنم. مالديني با گذشت و با صلاحيت است و روزي که او تصميم به آويزان کردن کفش هاي خود بگيرد فقدان بزرگي براي همه خواهد بود.
*در مورد فرناندو "ئييرو" چه نظري داري؟
فرناندو همانند مانولو سانچيس معلم من در اينجا بود. او کاپيتان باشگاه و تيم ملي اسپانيا بود. هرآنچه آموخته ام مديون او هستم. فرناندو رهبري بود که همه ما به او نياز داشتيم و خط دفاعي نيز به او نياز داشت.
*نسل بزرگي از بازيکنان جوياي نام نيز در اسپانيا به چشم مي خورد، در مورد اين مساله چه نظري داري؟
اين موضوع براي پيشرفت فوتبال فوق العاده است. بازيکنان واقعاً خوبي هم هستند که خود را بالا مي کشند و اين مساله در يورو 2008 به وضوح ديده مي شد. آنها بازيکنان با استعداد و باهوشي هستند که در هر لحظه از بازي مي دانند بايد چه کنند. ژاوي، اينيستا، کاسورلا، سنا، فابرگاس از اين دسته هستند. آنها بازيکناني هستند که پيشرفت فوق العاده اي به ويژه پس از قهرماني در اروپا داشته اند.
*به نظر مي رسد تو احترام فوق العاده اي براي فوتبال ايتاليا قائل هستي و فوتبال اين کشور را مورد تحسين قرار مي دهي، اينطور نيست؟
به گزارش یوفا: بله، همين طور است. ايتاليا فرهنگ متفاوتي دارد. ايتاليايي ها احترام بسياري به بازيکناني همانند مالديني، توتي، دل پيرو و پيش از آنها روبرتو باجو مي گذارند. آنها همواره مورد احترام هستند، حتي زماني که در حد و اندازه هاي خودشان ظاهر نشده باشند به سبب آنچه براي باشگاه و تيم ملي کشورشان انجام داده اند مورد احترام واقع شده اند. هر زمان که من به شهري در ايتاليا مي روم، مردم آنجا همانند مردم محلي با من رفتار مي کنند. آنها نسبت به من با گرمي و محترمانه برخورد کرده اند. ايتاليايي ها دوستداران بزرگ فوتبال هستند. آنها تمامي بازي ها را تماشا مي کنند.
*تو هم باعث خوشحالي مردم مي شوي و بايد از اين بابت احساس غرور کني.
نمي توانم گلايه کنم. روز 29 اکتبر 14 سال از نخستين بازي من براي رئال مادريد مي گذرد و هرآنچه فوتبال به من بخشيده خالي از لطف نبوده است. من تجربه هاي بسياري به همراه بازيکنان، مربيان، رقبا و هوادران سرتاسر دنيا داشته ام. اين براي من زيبايي هايي به همراه دارد و هرجا که باشم اين زيبايي ها از من جدا نمي شوند.
*کداميک بهتر است؛ به ثمر رساندن گل يا دادن پاس منجر به گل؟
هر دو. به عنوان يک مهاجم، گلزني را ترجيح مي دهم اما گاهي ارسال يک پاس گل زيبا پس از يک حمله تيمي فوق العاده به همان اندازه لذت بخش است. به ثمر رساندن آن گل فوق العاده برابر منچستر يونايتد در فصل 2000-1999 برايم آسان بود چرا که ردوندو همه کارهاي دشوار پيش از گل را انجام داده بود.
*چند بازيکن حاضر در تيم، پاسورهاي خوبي هستند؟
ما بهترين ها را در اختيار داريم. "اسنايدر"، "فان درفارت"، "گوتي" و "دلارد" بازيکناني هستند که با توجه به سبک تيم ما برجستگي پيدا مي کنند. زماني که آنها آماده باشند، کار ما در گلزني به مراتب آسان تر مي شود.
*تو تا به حال 296 گل براي رئال به ثمر رسانده اي، کداميک بيش از همه متمايز بوده است؟
من در مورد به ثمر رساندن گل هاي فراواني، بسيار خوش اقبال بوده ام اما فکر مي کنم هنوز هم نخستين گل برايم متمايزترين است چرا که از زمان پيوستن به باشگاه در سن 15 سالگي روياي به ثمر رساندن آن را در سر داشتم. همواره رويايم اين بود که نخستين بار در سانتياگو برنابئو براي رئال مادريد به ميدان بروم و موفق به گلزني شوم. زماني که گل را به ثمر رساندم ديوانه شده بودم. فکر مي کنم دوندگي ام پس از به ثمر رساندن گل و در زمان خوشحالي بيشتر از دوندگي ام در تمام زمان بازي بود. گل بسيار خاصي بود، به ويژه اينکه آن را برابر اتلتيکو مادريد به ثمر رساندم. لادروپ، يکي از بهترين بازيکناني که تا به حال در کنارش بازي کرده ام پاس گل را داد. او همچنين در زمينه مربيگري نيز شايستگي هاي خود را به اثبات رسانده است.
*پس از به ثمر رساندن گل، چه کسي را در آغوش گرفتي؟
دني را در آغوش گرفتم که در زمان سرمربيگري بنيتو فلورو نخستين بازي خود را براي تيم انجام داد. ما با يکديگر، هم اتاقي بوديم و او همواره حمايت بسياري از من مي کرد. احساس کردم که او بايد به جاي من در ترکيب اصلي قرار مي گرفت. او نسبت به گلزني من اطمينان داشت و من قصد داشتم از او به خاطر رفاقتي که با من داشت سپاسگذاري کنم چرا که اين رفاقت براستي بيش از هر چيز ديگري ارزش داشت. همه اعضاي تيم به من کمک کردند.
*آيا هنوز هم پيش از رفتن به ميدان دچار اضطراب مي شوي؟
من هنوز هم تا حد کمي اين احساس را دارم. درحال حاضر بيشتر از گذشته از بازي در سانتياگو برنابئو و ويسنته کالدرون لذت مي برم. هو کردن شما از سوي هواداران حريف براي آنها لذت بخش است چرا که آنها اين کار را واقعاً از روي کينه انجام نمي دهند. اين مساله حاکي از بي احترامي است و حتي باعث مي شود علاقه بيشتري نسبت به بازي در چنين ورزشگاه هايي پيدا کنيد. فکر مي کنم بايد در موقعيت هاي ناسازگار تمامي تلاش خود را بکنيد. به خاطر دارم که پس از نخستين بازي خود برابر بارسلونا حتي متوجه نشدم که چه اتفاقي افتاد. من سرجاي خود ميخکوب شده بودم و با جو خاصي روبرو بودم و تنها کاري که توانستم انجام بدهم تماشاي بازيکنان بارسلونا بود. من حتي نتوانستم توپ را در اختيار بگيرم. اين مساله با حضور در ديدارهاي بيشتر تغيير مي کند.
*احساس مي کني بيش از بازي، تازه واردها تو را زيرنظر دارند؟
من واقعاً هرگز به اين مساله توجه نکردم چرا که روي کارهاي خودم تمرکز داشتم. برخي مردم پس از اتمام بازي، پيراهن شما را درخواست مي کنند، مطرح شدن اين مساله از سوي بازيکنان تيم هايي که هرگز در سانتياگو برنابئو بازي نکرده باشند طبيعي است. خود من هم نخستين باري که در نوکمپ به ميدان رفتم اين کار را کردم.
*کدام بازي را بيش از سايرين به خوبي به ياد مي آوري؟
بازي در جام بين قاره اي در سال 1999 را بيش از همه به خاطر دارم. آرزوي هرکسي به ثمر رساندن گل پيروزي بخش در فاصله 5 دقيقه مانده به پايان بازي است. در آن زمان تازه از آسيب ديدگي کشاله ران رهايي پيدا کرده بودم و شرايط دشواري داشتم اما حضور در آن ديدار، به من کمک کرد تا اين شرايط دشوار را پشت سر بگذارم. گل زيبا و مهمي بود چرا که سال ها از آخرين موفقيت تيم ما در جام بين قاره اي مي گذشت.
*آيا در زمان تماشاي يک مسابقه فوتبال، هيجان زده مي شوي؟
نه، من دوست دارم بازي ها را در يک فضاي آرام تماشا کنم. روي نيمکت نشستن بدتر است چرا که شما مي خواهيد بازي کنيد و در مورد آنچه مي بينيد با خود کلنجار مي رويد و گلايه مي کنيد چرا که هيچ کاري از دست شما برنمي آيد. زماني که در منزل، مسابقه فوتبالي را تماشا مي کنم آرام هستم. فکر مي کنم با تماشاي يکي از مسابقه هاي تنيس رافائل نادال اضطراب بيشتري پيدا مي کنم. در فصل 2003-2002 به دليل عمل جراحي مجبور شدم ديدار برگشت برابر منچستر يونايتد در ليگ قهرمانان اروپا را از دست بدهم و رونالدو سه گل در آن ديدار به ثمر رساند که باعث خوشحالي بي حد و اندازه من شد.
*ترجيح مي دهي در اين فصل به قهرماني در ليگ قهرمانان اروپا، لاليگا و يا جام پادشاهي دست پيدا کني؟
چالش واقعي ادامه موفقيت در بدست آوردن عناوين است. بزرگترين اهداف ما لاليگا و ليگ قهرمانان اروپا هستند اما در جام پادشاهي نيز بيکار نخواهيم نشست چرا که قهرماني در اين جام حسرت بزرگي در دل بسياري از بازيکنان تيم است. اميدوارم امسال به قهرماني در اين جام دست يابيم. هدف شخصي من رسيدن به رکورد گلزني دن آلفردو دي استفانو است. اين مساله به آماده سازي بهتر من کمک کرده و انگيزه مرا دو چندان مي سازد.
*بازيکنان تيم جوانان رئال مادريد شما را الگوي خود قرار مي دهند، درست است؟
آنها شروع فوق العاده اي در اين فصل داشته اند. بازيکنان جوان بسيار خوب کار مي کنند و رهبران کنوني آنها هستند. ساير تيم هاي رده هاي سني پايين تر هم فوتبال زيبايي ارائه مي دهند. همه ما مي خواهيم برخي از اين نونهالان به تيم نخست راه يافته و تجربه اندوزي کنند تا روزي بتوانند به بازيکنان مهمي مبدل شوند.
*چه پيغامي براي هواداران داري؟
ما نمي توانيم خواسته بيشتري از هواداران داشته باشيم چرا که آنها هر روز به پشتيباني بيشتر ما مي پردازند. آنها با حضور خود، ورزشگاه سانتياگو برنابئو را پر از جمعيت کرده و از تماشاي بازي ها لذت مي برند. مي توانم تضمين کنم که تيم ما هرگز تسليم نمي شود و در طول فصل همواره سعي در شگفت زده کردن آنها خواهد داشت. رقابت تازه آغاز شده است و شک ندارم که موفقيت هاي بيشتري در آينده انتظار ما را مي کشد. اميدوارم در سال هاي آتي به مبارزه براي بدست آوردن عناوين بيشتر ادامه دهيم.