چه تیمی قهرمان لیگ می شود؟
1- سه هفته تا كسب جام فاصله است، 3 هفته اى كه به تنهايى نشان دهنده بسيارى از معادلات است، تقابل 2 سبك خاص مربيگرى و 2 سبك خاص نگاه به فوتبال استقلال قلعه نويى، ذوب آهن ابراهيم زاده. قلعه نويى كه او را متهم به استفاده از سيستم هاى منسوخ مى كنند و تمام توانايى او را در شيوه تهييج بازيكنان و مديريت ايرانيزه اش مى دانند و منتقدان براى مدعايشان به بازى هاى ضعيف استقلال مقابل حريفان خارجى و همچنين تيم هاى داخلى كه مربيان باتجربه و تاكتيك گرا دارند اشاره مى كنند. در مقابل ابراهيم زاده اى است كه پس از سال ها مرد سايه بودن، در اولين تجربه سرمربيگرى باشگاهى اش چشم همه را با بازى هاى خوب و نتايج درخشانش خيره كرده است، مربى اش به شدت تاكتيك گرا، منظم و با ديسيپلين و متكى بر چهارچوب ها و اصول كه تحت هيچ شرايطى از آن عدول نمى كند.
2- سه بازى كه هر كدام حكم مرگ و زندگى را دارد، خصوصا براى استقلال، با آنكه آنها يك امتياز بيشتر دارند، اما اين يك امتياز استرس بيشترى را براى آنان به همراه دارد، تجربه نشان داده است در رقابت هاى اين چنينى و با توجه به شرايط روحى و روانى حاكم بر فوتبال ايران تيمى كه در رتبه پايين تر است و به اصطلاح در تعقيب صدرنشين، از انگيزه بيشترى براى تصاحب صدر جدول برخوردار است، چون چيزى براى از دست دادن ندارد.
3- ذوب آهن تيمى است كه در يك خط مستقيم جلو مى رود، از نوسان كمى برخوردار است و منطق بازيش بسيار بيش از ديگر تيم هاست،در مقابل استقلال برگرفته از شخصيت سرمربى اش بيشترين توجه را به كارهاى روحى و روانى دارد و صاحب بيشترين «شور» و «هيجان» در مجموعه تيمى اش است، تيمى كه حتى اگر از لحاظ فنى از حريفانش عقب تر باشد آن را با همان مشخصات جبران مى كند و طى دقايقى از بازى ايستادگى مقابل آنها تقريباً غيرممكن است. مشخصه اى كه در فوتبال ايرانى بيشتر از «كادر فنى» جواب داده و همچنان نيز مى دهد!
4- پيش داورى در فوتبالى كه بر هيچ اصلى استوار نيست، كارى عبث است اما شرايط گذشته به ما مى گويد شانس قهرمانى استقلال بيشتر است كه در صورت وقوع نشان دهنده ريشه هاى عميق فوتبال ايرانى در تاروپود اين فوتبال است، فوتبالى كه چسباندن عناوين فوتبال حرفه اى، فوتبال تاكتيكى، فوتبال اصولى و... به آن نيز در محتواى آن تغييرى ايجاد نكرده است. در مقابل قهرمانى ذوب آهن در اين جدال حداقل جا را براى اين تفكر باز مى كند كه بدون «زور» و با «منطق» نيز مى توان به پيروزى رسيد، هرچند هر كدام از اين دو نگاه بدون ديگرى كامل نيستند، اما شور بدون منطق مخصوص بازى هاى شما با بچه هاى محل است و منطق بدون شور در نگاه حداقلى اش «صنعت فوتبال» است كه پارادايم مسلط فوتبال در دنياى حرفه اى امروز است.
2- سه بازى كه هر كدام حكم مرگ و زندگى را دارد، خصوصا براى استقلال، با آنكه آنها يك امتياز بيشتر دارند، اما اين يك امتياز استرس بيشترى را براى آنان به همراه دارد، تجربه نشان داده است در رقابت هاى اين چنينى و با توجه به شرايط روحى و روانى حاكم بر فوتبال ايران تيمى كه در رتبه پايين تر است و به اصطلاح در تعقيب صدرنشين، از انگيزه بيشترى براى تصاحب صدر جدول برخوردار است، چون چيزى براى از دست دادن ندارد.
3- ذوب آهن تيمى است كه در يك خط مستقيم جلو مى رود، از نوسان كمى برخوردار است و منطق بازيش بسيار بيش از ديگر تيم هاست،در مقابل استقلال برگرفته از شخصيت سرمربى اش بيشترين توجه را به كارهاى روحى و روانى دارد و صاحب بيشترين «شور» و «هيجان» در مجموعه تيمى اش است، تيمى كه حتى اگر از لحاظ فنى از حريفانش عقب تر باشد آن را با همان مشخصات جبران مى كند و طى دقايقى از بازى ايستادگى مقابل آنها تقريباً غيرممكن است. مشخصه اى كه در فوتبال ايرانى بيشتر از «كادر فنى» جواب داده و همچنان نيز مى دهد!
4- پيش داورى در فوتبالى كه بر هيچ اصلى استوار نيست، كارى عبث است اما شرايط گذشته به ما مى گويد شانس قهرمانى استقلال بيشتر است كه در صورت وقوع نشان دهنده ريشه هاى عميق فوتبال ايرانى در تاروپود اين فوتبال است، فوتبالى كه چسباندن عناوين فوتبال حرفه اى، فوتبال تاكتيكى، فوتبال اصولى و... به آن نيز در محتواى آن تغييرى ايجاد نكرده است. در مقابل قهرمانى ذوب آهن در اين جدال حداقل جا را براى اين تفكر باز مى كند كه بدون «زور» و با «منطق» نيز مى توان به پيروزى رسيد، هرچند هر كدام از اين دو نگاه بدون ديگرى كامل نيستند، اما شور بدون منطق مخصوص بازى هاى شما با بچه هاى محل است و منطق بدون شور در نگاه حداقلى اش «صنعت فوتبال» است كه پارادايم مسلط فوتبال در دنياى حرفه اى امروز است.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۱/۲۰ ساعت ۱۱:۴۹ ب.ظ توسط علی کشوری
|