خرد شدن رئال مادريد برابر ليورپول در ليگ قهرمانان، نشاني بود از سقوط اسپانيا در قياس با ليگ انگليس و اينكه چگونه باشگاه‌هاي انگليسي، اروپا را بلعيده‌اند و به سادگي نيمي از هشت تيم برتر ليگ قهرمانان را تشكيل داده‌اند. زياد نمي‌گذرد از روزهايي كه ستاره‌ها قبل از هر جايي بليت اسپانيا را مي‌خريدند و براي اينكه هنرشان را به رخ بكشند، قبل از هر جاي ديگري اسپانيا را زير پا مي‌گذاشتند، اما ديگر اينطور نيست. اين مطلب نگاهي است به پنج ليگ برتر اروپا و شايد دنيا.
1 - ليگ برتر انگليس
بي‌ترديد گوي رقابت را از سايرين ربوده‌اند. از هشت فيناليست گذشته ليگ قهرمانان، پنج تايشان ريشه در انگليس داشته‌اند تا جايي كه فصل قبل جنگ بر سر ليگ قهرمانان به جنگي داخلي بين انگليسي‌ها تبديل شده بود. بارسلونا تنها خارجي حاضر در نيمه نهايي بود، اما فقط اين انگليسي‌ها بودند كه توانستند تيم‌هاي انگليسي را از ميدان به در كنند. حالا اين فصل چند درصد احتمال مي‌دهيد كه يك تيم غيرانگليسي جام اروپايي را بربايد؟ شايد دليل اين اتفاق، سرمايه كلاني باشد كه در دست مديران باشگاه‌هاي انگليسي است و حقوق خوبي باشد كه بازيكنان مي‌گيرند و ريشه در اين حقيقت داشته باشد كه ليگ برتر در اغلب نقاط دنيا مستقيم پخش مي‌شود و هوادار كم ندارد.
2 - لاليگاي اسپانيا
عصر كهكشاني‌ها تمام شده، دست كم تا وقتي كه فلورنتينو پرس به رئال‌مادريد برنگشته و دوباره بر صندلي رياست باشگاه ننشسته است. مادريد با 9بار قهرماني در اروپا ركوردي بزرگ برجا گذاشته، اما اين روزها از آن «سلطان يكه‌تاز» فاصله گرفته. روزگاري رونالدو، زيدان، فيگو و بكام را داشتند، اما حالا مجموعه‌شان شامل فان‌درفارت، اشنايدر، هانتلار و يك رائول پا به سن گذاشته مي‌شود. البته اين كه گفته مي‌شود قدرت‌ تيم‌هاي لاليگا در مجموع بيشتر از ليگ برتري‌هاست و تيم‌هاي خطرناك‌تر آن به مراتب بيشتر از انگليس است، زير سايه اين واقعيت قرار گرفته كه اكنون رئال و بارسلونا در مقايسه با انگليسي‌ها ستاره‌هاي كمتري دارند. اينكه رئال؛ ژولين فوبر را خريده و به دنبال جرمين جيناس است، خودش خيلي چيزها را آشكار مي‌كند.
3 - سري آ ايتاليا
هنوز بهترين بازيكنان ايتاليايي، سري A را ترجيح مي‌دهند اما روزهايي كه بهترين‌هاي دنيا ترجيح مي‌دادند به ليگ ايتاليا بروند، سپري شده. ميانگين سني ميلان – كه روزگاري در اروپا دست نيافتني مي‌نمود- بسيار بالاست و اگر همين چند ستاره برزيلي به سركردگي كاكا را نداشت، معلوم نبود چه بر سر آن مي‌آمد. اينتر، قهرمان چند سال اخير سري A، حتي به جمع هشت تيم برتر اروپا هم راه نيافت و يوونتوس اغلب در خط مياني‌اش از محمد سيسوكو و تياگو بازي مي‌گيرد كه در ليورپول و چلسي نيمكت‌نشين بودند.
4 - بوندس‌ليگاي آلمان
در ميان چند كشوري كه بر سر تصاحب رده چهارم مي‌جنگند، آلمان سزاوارترين است. فرانسه، پرتغال يا هلند؛ ثبات، كيفيت و قدرت اقتصادي بوندس‌ليگا را ندارند و حضور چند ستاره بزرگ نظير فرانك ريبري در بايرن‌مونيخ يا ديه‌گو در وردربرمن وجه تمايزشان است، اگرچه به نظر مي‌رسد روزهاي حضور آنها در آلمان به پايان نزديك شده است. ماندن ستاره‌هاي تيم ملي آلمان در اين كشور به تقويت قواي بوندس‌ليگا كمك كرده، اگرچه بالاك ترجيح داده روانه چلسي شود. بايرن مونيخ هم كه در ليگ قهرمانان اروپا براي خودش اسم و رسمي دارد. ليگ آلمان سزاوار اين رتبه هست.
5 - ليگ برتر روسيه
مي‌شود چند ليگ ديگر اروپايي را اينجا آورد، يا حتي به برزيل و آرژانتين اشاره كرد كه روي هم بيشتر از اروپايي‌ها قهرمان جام بين قاره‌اي و جام جهاني باشگاه‌ها داشته‌اند، اما يك ليگ هست كه پتانسيل ايستادن در اين رتبه را دارد. باشگاه‌هاي روسيه در اين چند سال اخير چه از لحاظ فني و مالي و چه از نظر اعتماد به نفس رشد زيادي كرده‌اند. شايد بحران اقتصادي جهان سدي بر سر خرج بودجه‌هاي هنگفت در اين تيم‌ها شده باشد، اما اغلب تيم‌هاي درجه يكشان از پشتوانه ميلياردرهاي كمتر شناخته‌ شده‌اي برخوردار هستند كه سبب شده بتوانند راحت‌تر از خيلي از رقباي اروپايي‌شان پول خرج كنند. يكي از دلايلي كه سبب شد درخشش روسيه در يورو 2008 اين همه آدم را غافلگير كند، اين باور غلط بود كه روسيه ضعيف است، چون اغلب بازيكنانش در ليگ اين كشور بازي مي‌كنند، اما در حقيقت ليگ روسيه قوي است، اما كمتر شناخته شده است. براي نمونه زنيت‌سن‌پترزبورگ تابستان گذشته خيلي‌ راحت 30 ميليون يورو حاضر كرد تا دني‌ آلوس پرتغالي را بخرد. به هر حال، فعلا جام يوفا محل خودنمايي تيم‌هايي مثل زنيت يا زسكاي مسكو است، اما اگر آنها در دهه بعدي براي موفقيت در ليگ قهرمانان جنگيدند، تعجب نكنيد.