تبليغاتX
.: عشق فوتبال Love soccer :.

جمعه 1387/11/18


زندگی نامه امانوئل آدبایور

نوشته شده توسط علی کشوری در 8:19 بعد از ظهر | لینک

شِی امانوئل آدبایور متولد 26 فوریه 1984 در لومه کشور توگو است.
امانوئل زندگی فوتبالی اش را از زمین تمرینی در لومه آغاز کرد.
در سن 15 سالگی مورد توجه باشگاه متز فرانسه قرار گرفت و وی بدون معطلی بسوی فوتبال حرفه ای در فرانسه حرکت کرد.وی در اولین فصل حضورش در تیم متز دو گل از 9 بازی ای که برای این تیم انجام داد را به ثمر رساند.
در فصل بعد حضورش در این تیم 17 گل از 35 بازی ای که برای این تیم فرانسوی به میدان رفت را به ثمر رساند تا نظر باشگاه های بزرگی همچون یوونتوس و آرسنال را به خود جلب کند.اما تیم موناکوی فرانسه با او به توافق رسید.وی در سال فصل 2004-2003 به موناکو پیوست و با انجام 17 بازی در لیگ 7 گل و در جام باشگاه های اروپا با انجام 10 بازی دو گل به ثمر رساند و به این تیم کمک کرد تا به فینال این بازی ها راه پیدا کند.

سرانجام باشگاه آرسنال حضور امانوئل را در لیگ برتر انگلیس محقق کرد و در 13 ژانویه 2006 با قرارداد 7 میلیون یورویی او را به خدمت گرفت و شماره 25 را که سال های پیشتر بر تن نوآنکه کانو بود را به او داد.وقتیکه با او مصاحبه کردند وی گفت که کانو الگوی من بود به همین خاطر شماره ی او گرفتم.وی همچنین مانند کانو شماره ی 4 را در تیم ملی توگو به تن می کند.این دو بازیکن همچنین شباهت شگفت انگیزی هم از نظر قیافه و هم فیزیک بدنی نسبت بهم دارند!

اولین حضور آدبایور در لیگ برتر انگلیس در ترکیب آرسنال بر می گردد به 4 فوریه 2006 در برابر بیرمنگام که بعد از 21 دقیقه حضور اولین گل خود را نیز به ثمر رساند و آرسنال توانست آن بازی را با حساب 2 بر 0 به سود خود به پایان برساند.امانوئل در اولین فصل حضورش در آرسنال با انجام 10 بازی 4 گل برای این تیم به ثمر رساند.در فصل 2007-2006

با مصدومیت تیری آنری فرصت مناسبی برای فیکس بازی کردن او در تیم آرسنال فراهم شد که گل سر سبد این فیکس شدن گلزنی در برابر منچستر یونایتد در زمین اولد ترافورد شهر منچستر بود که آرسنال با همان تک گل بازی را برد و در ذهن هواداران تیم آرسنال نام او را به یاد ماندنی کرد.

اما بیشترین درخشش امانوئل مربوط می شود به فصل جاری که با گل های او آرسنال پیش می رود و اولین گلزن آرسنال محسوب می شود و نبود تیری آنری را در این تیم کاملاً کمرنگ کرده است.وی در سال 2007 یکی از کاندیدهای بهترین بازیکن قاره ی آفریقا بود.امانوئل با سن و سال پایین آینده ای از این درخشانتر را دنبال می کند.و مطمئناً بعد ها از او بیشتر خواهید شنید.

آدبائور در تیم ملی توگو

آدبائور علاوه بر اینکه در باشگاه هایش موفق بوده ، در تیم ملی کشورش نیز اینگونه بوده است.بطوریکه در حضور تیم توگو در جام جهانی 2006 نقشه عمده ای را بر عهده داشته است و با 11 گل در مرحله ی مقدماتی برای حضور به جام جهانی ، این تیم را عازم این بازی ها کرد.اگرچه تیم توگو نتوانست جواز حضور در مرحله ی بعد از گروهی جام جهانی را کسب کند، اما حضور کشور ناشناخته ای مانند توگو در جام جهانی کار بزرگی است.

دوشنبه 1387/10/09


زندگی نامه جان لوئیجی بوفون

نوشته شده توسط علی کشوری در 3:2 بعد از ظهر | لینک

او متولد ایتالیاست و انگار بیشتر از آنکه ایتالیایی باشد یک دروازه بان است
در 28 ژانویه 1978 در کارارا به دنیا آمد و در اوج شهرت و محبوبیت لقب گرانترین دروازه بان تاریخ جهان را نیز به خود اختصاص داد .
بوفون 30 میلیون پوندی
بوفون هنگامی که یوونتوس برای خریدش از پارما مبلغ کلان 30 میلیون پوند را به سران این باشگاه پرداخت گرانترین دروازه بان جهان شد و با امضایی ارزشمند در سال 2001 پیراهن با ارزش یوونتوس را به تن کرد .
پس از شروعی عصبی در دل آلپی سال به سال به آرامش بیشتری دست یافت و به مرور تبدیل به فردی ارزشمند برای یوونتوس شد .
درک بالا و سرعت عمل فوق العاده اش بیش از هر چیز نظر مسئولان یوونتوس و البته کل جهان را به خود جلب کرد به طوری که باشگاهایی نظیر رئال . میلان . اینتر و ... حاضر بودند مبالغی نجومی برای او بپردازند .
بوفون وقتی در پارما بود و با این تیم قهرمان جام یوفا شد شجاعت و جایگیری های بی نقصش برایش کافی بود که پیراهن شماره 1 تیم ملی را نیز بر تن کند .
یک بدشانسی بزرگ و تلخ
به رغم بازیهای خوب و بی نقصش در مسابقات انتخابی یورو 2000 جی جی بخاطر شکستگی انگشت دستش به ناچار از تورنمنت خارج شد .
او این حادثه را یکی از بدترین حوادث عمرش می داند .
او در جام جهانی 2002 در تمامی بازیها حضور داشت و حتی یک بازی از دیدارهای یورو 2004 را نیز ازدست نداد .
در مسابقات جام جهانی 2006 با کتف آسیب دیده باز استقامت نشان داد و با ایتالیا قهرمان جهان شد .
گذشته و دوران نوجوانی بوفون
بوفون در کارارا به دنیا آمد .خانواده اش ٬ خانواده ای ورزشی بودند .
مادرش یعنی ماریا استلا یک پرتاپ کننده دیسک بود و پدرش یعنی آدریانو یک وزنه بردار قدرتی ! حتی دو خواهرش هم والیبالیست هستند و عمویش نیز یک بسکتبالیست حرفه ای بوده است .
او از نظر فامیلی ارتباط دوری با لورنزو بوفون دروازه بان قدیمی میلان و ایتالیا
دارد .
او در سن 14 سالگی بازیکن خط میانی بود اما به یکباره مجبور به بازی درون دروازه شد علتش هم یک حادثه بود زیرا هر دو دروازه بان دیگر مصدوم بودند و جالب اینجاست که پس از دو هفته دروازه بان اصلی تیم شد .
در 17 سالگی نیز اولین بازی اش را در سری آ مقابل میلان انجام داد .
تعصب و وفاداری نسبت به یوونتوس
وقتی که یوونتوس به علت تبانی به سری ب فرستاده شد بسیاری از بازیکنان دم از رفتن زدند کسانی مثل کاناوارو که در اینتر یک بازیکن ذخیره ای بیش نبود اما در یووه هم به فوتبال اول جهان برگشت و هم کاپیتان ایتالیا شد و یا زامیروتا که تمام شخصیتی که داره از یوونتوس داره . البته فقط اینها نبودند که رفتند بلکه ابراهیموویچ ٬ ویرا ٬ امرسون و تورام نیز رفتند . اما بوفون به همراه ندود و کاپیتان دل پیرو مانگار شد .
او در پاسخ به اینکه چرا در یوونتوس مونده می گوید : من آدم فراموشکاری نیستم و یادم نمی رود که کی بودم و الان کی هستم من هر چی دارم از یووه دارم همه این افتخارات را از یووه دارم و متشکر یووه نیز هستم .
و در پاسخ به اینکه بازی در سری ب چگونه است ؟ می گوید : خب .اینهم تجربه ای تازست . و مشتاقم که تجربه اش کنم .
انچه درباره بوفون باید بدانید
نام و نام خانوادگی : جان لوئیجی بوفون
متولد : 28 ژانویه 1978
محل تولد : کارارا . ایتالیا
سن : 28 سال
قد : 91/1
نام اختصاری : جی جی
وزن : 83
در جام جهانی 2006 آلمان 453 دقیقه دروازه ایتالیا رو بسته نگه داشته است
در جام جهانی 2006 آلمان فقط 2 گل دریافت کرده که یک گل به خودی بوده و
دیگری از روی نقطه پنالتی به دست آمده است
از سوی پله عضو 125 بازیکن برتر زنده دنیا قرار دارد
یکی از دلایلش برای موندن در یوونتوس الکس دل پیرو کاپیتان
محبوب تورینی است .

سه شنبه 1387/10/03


زندگی نامه فابرگاس

نوشته شده توسط علی کشوری در 11:22 قبل از ظهر | لینک

سس فابرگاس در 4 مِی سال 1987 میلادی در آرنا دِمار ایالت کاتالونیای اسپانیا متولد شد.
فوتبال حرفه ایش را از تیم ب بارسلونا شروع کرد.وی با تیم زیر 17 سال اسپانیا قهرمان جام جهانی زیر 17 ساله های جهان شده است.
او در این جام به عنوان بهترین بازیکن و بهترین گلزن انتخاب شد.هنگامیکه او تنها 16 سال بیشتر نداشت با مبلغ قرارداد 2.25 میلیون یورو به انگلیس رفت تا فوتبال حرفه ایش را در آرسنال دنبال کند.
او در حالیکه 16 سال و 177 روز داشت به عنوان جوانترین هافبک تاریخ باشگاه آرسنال به میدان رفت.او در اولین بازی اش که در تاریخ 23 اکتبر سال 2003 بود برای آرسنال خوش یمن بود و آرسنال در آن روز بعد از تساوی 1-1 موفق شد در ضربات پنالتی در جام حذفی انگلیس به پیروزی برسد.
نبوغ بعدی وی هنگامیکه بود که پای وی در برد 5-1 آرسنال مقابل ولورهمپتون به گل باز شد.وی نگاه ها را هنگامیکه که در جام خیریه انگلیس در برابر منچستر یونایتد به میدان رفت به خود اختصاص داد.آرسنال در آن بازی 3 بر 1 پیروز شد.
هنگامی او در لیگ برتر به میدان رفت تا جای خالی پاتریک ویرا را پر کند.در آن بازی آرسنال در خارج از خانه اورتون را 4 بر 1 در هم کوبید.سس به عنوان بازیکن فیکس در بازی بعد و بعد تر به میدان رفت.اولین گل لیگ برتری وی در مقابل بلک برن بود که آرسنال با نتیجه 3 بر صفر بازی را به سود خود به پایان رساند.
متاسفانه پاتریک ویرا از بند مصدومیت رها شده به ترکیب اصلی بازگشت و جای سس جوان را گرفت و وی به نیمکت ذخیره ها روانه شد.اما چند بازی بعد وی در کنار پاتریک ویرا به میدان رفت.چند بازی بعد در حالیکه پاتریک ویرا غایب بود وی در جام باشگاه های اروپا در مقابل پاناتینایکوس به میدان رفت و آن باری با حساب 2-2 به پایان رسید و اولین بازی وی در جام باشگاه های اروپا انجام شد.
وی در آن سال اولین جام قهرمانی خود به همراه آرسنال را در جام حذفی انگلیس کسب کرد.
تابستان سال بعد پاتریک ویرا به یوونتوس پیوست و راه را برای این جوان اسپانیایی کاملاً باز گذاشت.وی با درخشش در بازی مقابل یوونتوس در جام باشگاه های اروپا که با گلزنی و گل سازی او برای آنری همراه بود، آرسنال را با نتیجه 2 بر صفر به پیروزی رساند و نگاه مردم و رسانه های جهان رو به خود جلب کرد.
آرسنال در آن سال با بازی های او نائب قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.وی به تیم ملی اسپانیا دعوت شد و اولین بازی اش را مقابل لیختنشتاین که با حساب 4 بر صفر به نفع اسپانیا به پایان رسید را انجام داد.
سِس هم اکنون علی رقم سن کم ، از رکن های اصلی آرسنال به حساب می آید و همگان بر این باورند که آینده ای درخشان تر در انتظار اوست.

سه شنبه 1387/08/28


رائول گونزالس بلانک

نوشته شده توسط علی کشوری در 1:50 بعد از ظهر | لینک

چهارشنبه 29 اکتبر 2008 آغاز پانزدهمين سال حضور او در رئال مادريد خواهد بود. "رائول گونزالس بلانکو" که از او به عنوان فرشته رئال مادريد ياد مي شود متولد 27 ژوئن 1977 در شهر مادريد است. رائول از سال 1994 به عضويت تيم بزرگسالان رئال مادريد درآمد.
رائول بيش از 100 بار براي تيم ملي اسپانيا به ميدان رفته است. وي با 44 گل همچنان بهترين گلزن تاريخ تيم ملي اسپانيا است.

مشخصات:

نام کامل : "رائول گونزالس بلانکو"

تاريخ تولد : 27 ژوئن 1977

محل تولد : مادريد، اسپانيا

قد : 1 متر و 80 سانتي متر

نام هاي مستعار : El Angel De Madrid (فرشته رئال مادريد)

El Capitan (کاپيتان)

Raulito (رائوليتو)

El Siete (شماره 7)

پست : مهاجم نوک، مهاجم دوم

 اگر بخواهيم از مهمترين رقابت هاي معتبري که رائول در آنها حاضر شده است ياد کنيم مي توان به جام هاي جهاني 1998 فرانسه، 2002 کره و ژاپن و 2006 آلمان و همچنين جام ملتهاي اروپا در سالهاي 2000 هلند و بلژيک و 2004 پرتغال اشاره کرد.

رائول دوازدهمين گلزن برتر تاريخ ليگ اسپانيا است. او در 14 سال گذشته 296 گل براي کهکشاني ها به ثمر رسانده است. با اين تعداد گل، او به دومين گلزن برتر تاريخ باشگاه رئال مادريد پس از آلفردو دي استفانو مبدل شده است.

سبک بازي :

رائول در حقيقت يک مهاجم نوک است اما او توانايي بازي به عنوان مهاجم دوم و يا حتي بازيکن خط مياني را نيز دارد. رائول يک بازيکن پرجنب و جوش است و علاقه زيادي به تغيير پست در زمين دارد.

او مي تواند هم بازيهاي خود را صاحب موقعيت ساخته و خالق فرصت هاي بزرگ گلزني باشد.

مربيان بسياري در باشگاه رئال مادريد و تيم ملي اسپانيا سعي در يافتن موثرترين پست رائول در زمين را داشته اند. رائول صرفاً يک تمام کننده است. بدون شک او بهترين سالهاي خود را در اواخر دهه 90 و درکنار "فرناندو مورينتس" سپري کرد.

از زماني که "مورينتس" از رئال مادريد جدا شد، رائول بيشتر به عنوان مهاجم دوم پشت سر بازيکناني همچون "رونالدو" و "فان نيستلروي" انجام وظيفه کرده و يا به عنوان بازيکن گوش چپ در خدمت باشگاه بوده است.

به گزارش یوفا: در جام جهاني 2006 نيز رائول به همراه "فرناندو تورس" جوان و جوياي نام، داويد ويا، "خوسه آنتونيو ريس" و خواکين سانچس در ترکيب اصلي تيم ملي اسپانيا قرار گرفت.

*زندگي ورزشي

رائول پس از موفقيت در تيم غير حرفه اي شهر خود با نام سان کريستوبال، در سن 13 سالگي موفق به امضاي قرارداد با باشگاه نوجوانان اتلتيکو مادريد شد. رائول با پيراهن تيم ملي اسپانيا موفق به قهرماني در جام جهاني زير 15 ساله هاي جهان شد و اينطور به نظر مي رسيد که وي قصد راهيابي به تيم بزرگسالان اتلتيکو مادريد و يافتن جايگاهي در نزد شاگردان "خسوس گيل" مربي آن زمان تيم را داشت.

پس از اينکه رائول از حضور در اتلتيکو مادريد ناکام ماند به رئال مادريد رفت و آنجا بود که سرنوشتي باورنکردني انتظار او را مي کشيد. رائول فصل 95-94 را با حضور در تيم سوم رئال مادريد آغاز کرد و در 7 بازي نخست خود 13 گل براي تيمش به ثمر رساند. در اکتبر 1994 "خورخه والدانو" سرمربي وقت رئال مادريد از اين بازيکن جوان و با استعداد در ترکيب تيم خود استفاده کرد. در آن زمان رائول تنها 17 سال و 4 ماه سن داشت و به عنوان جوان ترين بازيکن تاريخ باشگاه رئال مادريد در ترکيب اصلي اين تيم شناخته شد.

او طي نخستين فصل حضور خود در رئال مادريد 28 بار در ترکيب اين تيم حضور پيدا کرد و 9 گل نيز به ثمر رساند که نخستين گل وي در بازي مقابل اتلتيکو مادريد و در دومين حضور او در لاليگا به ثمر رسيد. در پايان همين فصل، رائول به همراه هم تيمي هاي خود جام باشگاههاي اسپانيا را بدست آورد.

در عرصه ملي رائول نخستين گل خود براي تيم ملي اسپانيا را در بازي مقابل تيم جمهوري چک به ثمر رساند. بازيهاي رائول در تيم ملي اسپانيا خوش بيني را در نزد هواداران اين تيم به ارمغان آورد و با گل هاي وي، تيم ملي اسپانيا به دنبال جبران ناکامي هاي خود در رقابت هاي معتبر بود.

رائول نقش عمده اي در بدست آوردن 6 جام معتبري که رئال مادريد در بين سالهاي 1998 تا 2003 به مجموعه افتخارهاي خود اضافه کرد ايفا نموده است. او در سالهاي 2000،1998 و 2002 جام قهرمانان باشگاههاي اروپا را به همراه رئال مادريد بالاي سر برد که در اين ميان در بازي هاي فينال سالهاي 2000 و 2002، رائول براي تيمش در مقابل والنسيا و بايرن لورکوزن گلزني کرد.

در ميان جام هاي داخلي نيز او چهار بار به قهرماني در لاليگا در سال هاي 2001،1997،1995 و 2003 به همراه رئال مادريد دست يافت. در سال 2002 پس از خداحافظي "فرناندو ئييرو" از تيم ملي اسپانيا و همچنين بدرود گفتن وي با باشگاه رئال مادريد، رائول به عنوان کاپيتان تيم ملي اسپانيا و رئال مادريد که در آن زمان به قوهاي سفيد معروف شده بود برگزيده شد.

در بين سال هاي 2003 تا 2007 رائول از سوي کارشناسان فوتبال به شدت مورد انتقاد واقع شد. که ريشه بيشتر اين انتقادها بازيهاي ضعيف او طي اين چهار سال بوده است. ناکامي هاي رائول در چهار سال گذشته با ناکامي هاي باشگاه رئال مادريد و همچنين تيم ملي اسپانيا در راستاي بدست آوردن جام هاي معتبر تواٌم گشت.

اين ناکامي ها سبب نيمکت نشيني هاي پياپي وي در تيم ملي اسپانيا و باشگاه رئال مادريد گرديده و در نهايت چندي پيش منجر به خط خوردن وي از تيم ملي اسپانيا و شاگردان لوئيز آراگونس شد. اين روزها بسياري از منتقدان، دليل حضور رائول در ترکيب اصلي رئال مادريد را قدرت نفوذ بالاي اين بازيکن در باشگاه رئال مادريد مي دانند.

در 28 سپتامبر 2005 رائول در بازي مقابل المپياکوس يونان در ليگ قهرمانان اروپا و در نود و هفتمين حضور خود در اين رقابتها با گلي که در اين بازي به ثمر رساند نام خود را به عنوان اولين بازيکني که در تاريخ اين رقابت ها پنجاه بار توپ را از خط دروازه حريفان عبور داده است مطرح کرد و رکورد پيشين باشگاه رئال مادريد را نيز که در اختيار "آلفردو دي استفانو" بازيکن افسانه اي رئال مادريد بود را کنار زد. در حال حاضر نيز رائول با 2 گلي که اخيراٌ در ليگ قهرمانان و در بازي مقابل بايرن مونيخ در مرحله حذفي به ثمر رساند رکورد 56 گل در اين رقابت ها را به نام خود ثبت کرد و رکورد آندري شوچنکوي 54 گله را از اذهان فوتبال دوستان محو کرد. وي هم اکنون با 63 گل نخستين گلزن برتر تاريخ ليگ قهرمانان اروپا است.

به گزارش یوفا: هر چند رائول در فصل 2007-2006 توانست تنها 5 گل براي تيم خود به ثمر برساند اما او به دليل تعصبي که نسبت به تيم خود دارد حاضر شد تا در پست هاي مختلفي از جمله سمت چپ و راست در اين فصل ايفاي نقش کند. تيم رئال مادريد در اين فصل و به خصوص پس از تعطيلات سال نو توانست با روحيه بالا، همکاري مثال زدني و به خصوص رهبري يک سرمربي توانا همچون "فابيو کاپلو" و کاپيتاني همچون "رائول گونزالس" عنوان قهرماني رقابت هاي لاليگا را از آن خود کند تا ديويد بکام و روبرتو کارلوس يک خداحافظي شيرين را با سانتياگو برنابئو تجربه کنند.

رائول پس از قهرماني تيم رئال مادريد و در مهماني اي که در آن رامون کالدرون رئيس باشگاه نيز حضور داشت، گفت: «به نظر من تيم ما چيزهاي از دست رفته زيادي را دز 4 ماه گذشته دوباره بدست آورد. اين جام در واقع حاصل اتحاد، روحيه تيمي و همچنين سخت کوشي ما بود. در اينجا لازم مي بينم که از تمامي هم تيمي هاي خود، سرمربي، اعضاي کادر فني و تدارکات تيم سپاسگذاري کنم. همگي آنها نقش فراواني در اين قهرماني ايفا کردند و همواره همانند عضوي از خانواده رئال مادريد در دشواري ها ما را ياري نمودند. همچنين نبايد والدين خود را فراموش کنيم، آنها بسيار موثر بودند. آنها با هر شکست ما اندوهگين شده و با هر پيروزي ما خوشحال شدند.»

قرارداد رائول با تيم رئال مادريد تا سال 2011 ميلادي است و اگر مسئولان رئال بخواهند او را بازيکن آزاد اعلام کنند بايد براساس يکي از مفاد قرارداد وي، مبلغ 180 ميليون يورو به گونزالس پرداخت کنند.

در عرصه ملي نيز رائول در بازي مقابل سن مارينو در رقابت هاي مقدماتي جام جهاني 2006 در تاريخ 12 اکتبر 2005 با بستن بازوبند کاپيتاني تيم ملي اسپانيا بر بازوي خود رکورد بيشترين حضور در تيم ملي اسپانيا را که قبل از وي در اختيار "فرناندو ئييرو" بود شکست و يک بار ديگر نام خود را در تاريخ فوتبال اسپانيا جاودانه ساخت.

او همچنين در 19 ژوئن 2006 و در بازي مقابل تونس در جام جهاني به عنوان هجدهمين بازيکني شناخته شد که در عرصه ملي در 3 جام جهاني مختلف گلزني کرده است.

از نظر اخلاقي نيز رائول يک بازيکن مثال زدني است. او در يک مقطع زماني در مدت 30 ماه هرگز کارت زرد از داوران دريافت نکرد. رائول از اندک بازيکناني است که در دوران فوتبال حرفه اي خود هرگز با کارت قرمز داوران روبرو نشده است.

*زندگي شخصي:

رائول متولد حومه شهر مادريد و از يک خانواده نجيب است. پدر او دن پدرو يکي از هواداران اتلتيکو مادريد بود، جايي که رائول مدت زمان کوتاهي را در آن سپري کرد و مربيان اتلتيکو استعداد قابل توجهي را در وجود او نيافتند چرا که رائول در آن زمان بسيار لاغراندام، نحيف و ضعيف بود.

رائول پس از به ثمر رساندن هرگل، حلقه ازدواج خود را به نشان علاقه خود به همسرش بوسه مي زند. همسر او "مامن سانز" نام دارد. رائول داراي چهار فرزند پسر است.

پسر نخست آنها "خورخه" نام دارد و متولد 25 فوريه 2000 است، رائول نام او را به سبب نام "خورخه والدانو" نخستين مربي حرفه اي خود در باشگاه رئال مادريد "خورخه" ناميده است. "اوگو" پسر دوم او متولد 20 نوامبر 2002 است که نام او نيز برگرفته از نام "اوگو سانچيس" قهرمان دوران کودکي رائول و بازيکن افسانه اي باشگاه رئال مادريد است. دو پسر ديگر او به نام هاي "هکتور" و "متئو" هردو متولد 17 نوامبر 2005 هستند. رائول به دليل علاقه اش نسبت به "لوتار ماتئوس" بازيکن بزرگ فوتبال آلمان نام "متئو" را براي پسر خود برگزيد.

رائول اهل مطالعه است و علاقه خاصي به کتابهاي "آرتورو پرز ريورته" دارد، او تمام سبک هاي موسيقي اسپانيايي را دوست داشته و همچنين از شکار و تماشاي مسابقه هاي گاوبازي لذت مي برد.

"فرناندو مورينتس" از دوستان بسيار نزديک رائول است. اين دو بازيکن اسپانيايي زوج طلايي خط حمله رئال مادريد را در بين سالهاي 1998 تا 2002 تشکيل مي دادند، تا زماني که "رونالدو" جاي "مورينتس" را در خط حمله گرفت و "مورينتس" راهي باشگاه موناکو شد. او در رقابتهاي ليگ قهرمانان اروپا در فصل 2004-2003 در بازي مقابل رئال مادريد تيم سابق خود، در مرحله حذفي اين رقابت ها و در مقابل ديدگان هواداران قوهاي سفيد يک گل زيبا به ثمر رساند اما به قدري در نزد هواداران رئال محبوب بود که با تشويق آنها مواجه شد. رائول و "مورينتس" همچنان دوستان صميمي براي يکديگر هستند. در فصل 2006-2005 در حالي که رائول دوران آسيب ديدگي خود را پشت سر مي گذاشت اکثر بازيهاي دوست قديمي خود را در ليگ برتر انگلستان و در پيراهن تيم ليورپول را از نزديک تماشا مي کرد.

*افتخارات تيمي در عرصه باشگاهي :

جام باشگاههاي اسپانيا در سالهاي 2001،1997،1995، 2003، 2007 و 2008

سوپر جام اسپانيا در سالهاي 2001،1997، 2003 و 2008

جام حذفي اسپانيا در سالهاي 2001،1997 و 2003

جام بين قاره اي در سالهاي 1998 و 2002

افتخارات فردي در عرصه باشگاهي :

بدست آوردن عنوان بهترين گلزن لاليگا يا پيچيچي در سالهاي 1999 و 2001

عنوان بهترين بازيکن فصل ليگ اسپانيا در فصل 97-96

جايزه بهترين مهاجم جام باشگاههاي اروپا در سالهاي 2001،2000 و 2003

عنوان بهترين بازيکن زمين در يکي از مسابقات در جام بين قاره اي در سال 1998

جايزه بهترين گلزن از نگاه فدراسيون تاريخ و آمار فوتبال در سال 1999

عنوان بهترين گلزن ليگ قهرمانان اروپا در فصول 2000-1999 و 2001-2000

کفش برنز فوتبال اروپا در سالهاي 1999و 2001

سومين بازيکن برتر جهان در سال 2001

دومين بازيکن برتر اروپا در سال 2001

نشان اختصاصي :

27 مارس 1999 : رائول هشتصدمين گل تاريخ تيم ملي اسپانيا را در مقابل استراليا به ثمر رساند.

7 سپتامبر 2002 : رائول نهصدمين گل تاريخ تيم ملي اسپانيا را در مقابل يونان به ثمر رساند.

عنوان بهترين گلزن تاريخ تيم ملي اسپانيا

بيشترين حضور در ترکيب اصلي تيم ملي اسپانيا با بيش از 100 بازي ملي

بيشترين حضور در ليگ قهرمانان اروپا با بيش از 116 بازي

بهترين گلزن تاريخ ليگ قهرمانان اروپا با 63 گل زده

به ثمر رساندن 2 گل در 2 فينال مختلف در ليگ قهرمانان اروپا

بهترين گلزن تيم رئال مادريد در ال کلاسيکو در مصاف با بارسلونا با 10 گل به ثمر رسانده

نقل قولهايي از بزرگان فوتبال جهان در مورد رائول :

فابيو کاپلو (15 نوامبر 1999) : رائول براستي يک برنده و وارث رئال مادريد است.

خاوير کلمنته (1 آوريل 2000) : رائول حقيقتاً بهترين مهاجم جهان است.

ژوزه مورينيو (23 آوريل 2000) : رائول ممکن است مانند لاک پشت کند باشد اما او لاک پشتي است که گل هاي فوق العاده اي به ثمر مي رساند.

فرانس بکن بائر (9 مي 2000) : رائول يکي از بهترين هاي اروپاست. او روح رئال مادريد است. نقش او در رئال مادريد مانند نقش "لوتار ماتئوس" در تيم ما بايرن مونيخ است.

تيري آنري (25 ژوئن 2000) : زماني که رائول در زمين حاضر مي شود، گلزني تنها ملکه ذهن اوست.

سر الکس فرگوسن (8 آوريل 2003) : اميدارم که رائول علاقه اي به مسافرت نداشته باشد، در غير اين صورت ما مجبوريم از ورود او به منچستر جلوگيري کنيم. رئال مادريد بازيکنان بزرگي همچون فيگو،زيدان و رونالدو را در اختيار دارد اما از نظر من رائول در ميان بهترين ها نيز بهترين است.

ديويد ترزگه (8 مي 2003) : همه ما به خوبي مي دانيم که رائول نه تنها به تيم خود بلکه به تمام فوتبال روحي تازه مي بخشد.

زين الدين زيدان (12 فوريه 2004) : بازيکنان مورد علاقه من در اروپا بدون شک فيگو و رائول هستند.

به گزارش یوفا: لوئيس فيگو (11 ژوئن 2005) : فکر مي کنم که رائول يکي از بزرگترين بازيکناني است که تاکنون دنياي فوتبال به خود ديده است. هنگامي که او در زمين حاضر مي شود همگان را حيرت زده مي سازد. رائول شگفت انگيز است.

ديويد بکام در آخرين نشست رسانه اي خود در مادريد (14 ژوئن 2007) : مي خواهم براي رائول آرزوي موفقيت کنم چرا که او همواره نمادي از قدرت و استقامت براي ما بوده است. او انساني است که بسياري از مردم بايد از وي الگو برداري کنند زيرا او خود را فداي کار و باورهايش مي کند. براي تمامي بازيکنان رئال مادريد و رائول آرزوي موفقيت مي کنم.

کاپيتان رئال مادريد روز جمعه در گفت و گو با شبکه تلويزيوني باشگاه رئال مادريد به توضيح در مورد تمامي مسائل موجود در تيم اسپانيايي پرداخت. او که روز چهارشنبه پانزدهمين سال حضور خود در رئال مادريد را جشن مي گيرد از خاطره هاي حضور در جمع قوهاي سپيد نيز سخن گفت. وي از نخستين گل به ثمر رسانده براي رئالي ها به عنوان به يادماندني ترين گل خود ياد کرد. متن اين گفت و گو به شرح زير است:

*شرايط تا چه اندازه نسبت به 15 سال گذشته تغيير کرده است؟

همه چيز تا حدودي تغيير کرده است. چهار آسمان خراش قديمي وجود داشتند و حالا ما "والدربباس" را در اختيار داريم که مکاني پيشرفته و کاملاً مناسب کار است. تمامي تحول هاي شکل گرفته مثبت بوده است و اميدوارم بتوانيم به دنبال اين مساله هواداران را خوشحال کنيم و باعث شويم که به افتخار کنند.

*در مورد تحول شکل گرفته در فوتبال چه نظري داري؟

15 سال پيش، دو يا سه تيم بودند که همواره بالاتر از سايرين قرار مي گرفتند و حالا تمامي تيم ها توانايي قهرماني را دارند چرا که پيشرفت بسياري در زمينه تمرين ها و روش هاي تاکتيکي شکل گرفته است. فوتبال بيش از پيش حرفه اي و رقابتي شده است و تماشاگران بيش از همه از اين مساله سود مي برند.

*نقش تو به عنوان کاپيتان چيست؟

شما تنها زماني به کاپيتان رئال مادريد تبديل مي شويد که سال ها در اين تيم حضور داشته باشيد. من معلمان بزرگي داشته ام. زماني که در سن 17 سالگي نخستين بار براي رئال مادريد به ميدان رفتم، الگوي من مانولو سانچيس، فرناندو ئييرو و ساير بازيکنان کهنه کاري بود که تجربه بازي در باشگاه هاي مختلف و تيم هاي ملي کشورهايشان را داشتند. نخستين الگوي من خورخه والدانو بود که اعتماد بنفس را به من القا کرد و به من نشان داد که مي توانم يک بازيکن فوتبال باشم. ديگر الگوي من فابيو کاپلو بود که در سال 1996 با ورود خود به تيم براي همه به ويژه من فوق العاده بود چرا که او به من کارهاي تاکتيکي را آموخت و به من ياد داد که فعاليت هاي بدنسازي از چه اهميتي برخوردار هستند. او از ما مي خواست که همواره تمرکز خود را حفظ کنيم و همين مساله باعث شده است که من در داخل و خارج از زمين در مسير درستي قرار گرفته و در اين مسير باقي بمانم. نخستين آسيب ديدگي هايي که در طول چند سال پشت سر گذاشتم حاصل تمرين هاي ويژه اي بود که در دوره بدنسازي داشتيم.

*و حالا خود تو چگونه مي تواني در نقش يک معلم ظاهر شوي؟

تعيين يک الگو، سخت کوشي و لذت بردن از آنچه انسان انجام مي دهد همگي مهم هستند. من زودتر به تمرين مي روم تا بتوانم بيش از ورود به زمين کمي خودم را گرم کرده و آماده کنم. همچنين ديگر مساله مهم همدلي همه با يکديگر است و اينکه بازيکنان جديد بتوانند خود را هرچه زودتر نه تنها با شرايط تيم بلکه با شرايط شهر تطبيق دهند. باشگاه گام بزرگي در راستاي کمک به بازيکنان و خانواده هاي آنها برمي دارد. همين موضوع به ما کمک مي کند که چنين تيم عمل گرايي داشته و بتوانيم به فعاليت در زمينه آنچه بيش از هر چيز ديگري دوست داريم يعني فوتبال بپردازيم.

*تو به بازيکناني اشاره کردي که همين تازگي به تيم اضافه شده اند. آيا نسل آينده با قدرت فراوان در راه است؟

ما اکنون پنج بازيکن هلندي داريم که به معناي واقعي اداره تيم را در دست گرفته اند و بازيکناني همچون دلارد و خاوي گارسيا که در اين باشگاه پرورش يافته و پس از مدتي بازي قرضي در تيم هاي ديگر به اينجا برگشته اند. درکنار اينها مي توان به مدرسه فوتبال رئال مادريد اشاره کرد که بازيکناني همانند ايکر(کاسياس)، ميچل (سالگادو)، گوتي و من را سال ها در اينجا ديده است. ما همچنين کاناوارو، فان نيستلروي و هاينسه را که بازيکنان بسيار شناخته شده اي هستند در اختيار داريم. ما گروه بسيار همگني با تعادل ميان بازيکنان جوان و کهنه کار هستيم. بازيکنان ما روز به روز پيشرفت مي کنند و اين درست همان چيزي است که اين تيم براي بدست آوردن عناوين نيازمند آن است.

*هواداران رئال مادريد نمونه واضحي از متعهد بودن هستند، اينطور نيست؟

آنچه در اينجا اهميت دارد خوب بازي کردن و پيروز شدن است، اين دو قاعده از ابتدا در اين باشگاه آموزش داده شده اند اما ارزش هايي هم هستند که توسط بازيکنان روزهاي دور بنا شدند. ارزش هايي همچون پشتکار، منش، فداکاري و تلاش تا سوت پايان بازي از جمله ارزش هايي هستند که ما در بسياري بازي ها به نمايش گذاشته ايم. در اين فصل همه بازيکنان در ديدار برابر والنسيا در سوپرجام اسپانيا فداکاري خود را نشان دادند. ما درحالي که تنها 9 بازيکن در اختيار داشتيم نتيجه بازي را به سود خود کرديم و فکر مي کنم هم هواداران و هم بازيکنان به معناي واقعي اين ارزش ها را در قلب خود جاي دادند.

*شما در آن ديدار 2 بازيکن کمتر داشته و از حريف عقب بوديد. در چنين شرايطي چه حرف هايي در رختکن زده شد؟

بازي در سانتياگو برنابئو بسيار خاص است و ما همواره احساس مي کنيم که هواداران مي توانند به ما نيروي اضافه ببخشند. آن روز، والنسيا تيم بهتر ميدان بود اما ما به هيچ وجه قصد تسليم شدن نداشتيم. برخي مواقع نيازي به گفت و گو نيست و يک نگاه، خود گوياي همه چيز است. همه ما از وجود انگيزه و تعهد براي پيروزي بهره مي بريم. گاهي همانند ديدار برابر يوونتوس که 2 بر صفر از آنها عقب بوديم تلاش مي کنيم به بازي برگرديم. اگر کمي خوش اقبال تر بوديم نتيجه مي توانست متفاوت باشد. تيم ما هرگز ايمان و باور خود را از دست نمي دهد و همه ما مي دانيم که در هر زمان مي توانيم بر حريف خود غلبه کنيم. همين ويژگي باشگاه ما را از سايرين متمايز مي سازد.

*زماني که نام بازيکناني همچون "پول اسکولز"، "جان تري"، "دل پيرو"، "مالديني" و "ئييرو" به گوش تو مي خورد چه فکري مي کني؟

آنها نمادهايي هستند که ارزش باشگاه هاي خود را به نمايش گذاشته و هر روز بزرگي بيشتري به وجهه باشگاه هاي خود مي بخشند. مالديني يکشنبه هفته گذشته بيستمين سال حضور خود در ميلان را تجربه کرد و همانند هميشه با انگيزه به نظر مي رسيد و ديدن اين مساله براي تمام بازيکنان جديدي که به تيم مي پيوندند اهميت دارد.

*کدام ويژگي مالديني را بيش از همه تحسين مي کني؟

تمامي ويژگي هاي او تحسين برانگيز هستند. دوست داشتم جاي او بودم. بازي کردن براي تيمي همچون ميلان به مدت 20 سال باورنکردني است. هرکس که درکنار مالديني بازي کرده از اعجوبه بودن او سخن گفته است. افسوس مي خورم که ما هرگز در کنار يکديگر بازي نکرده ايم اما من از هر لحاظ او را تحسين مي کنم. مالديني با گذشت و با صلاحيت است و روزي که او تصميم به آويزان کردن کفش هاي خود بگيرد فقدان بزرگي براي همه خواهد بود.

*در مورد فرناندو "ئييرو" چه نظري داري؟

فرناندو همانند مانولو سانچيس معلم من در اينجا بود. او کاپيتان باشگاه و تيم ملي اسپانيا بود. هرآنچه آموخته ام مديون او هستم. فرناندو رهبري بود که همه ما به او نياز داشتيم و خط دفاعي نيز به او نياز داشت.

*نسل بزرگي از بازيکنان جوياي نام نيز در اسپانيا به چشم مي خورد، در مورد اين مساله چه نظري داري؟

اين موضوع براي پيشرفت فوتبال فوق العاده است. بازيکنان واقعاً خوبي هم هستند که خود را بالا مي کشند و اين مساله در يورو 2008 به وضوح ديده مي شد. آنها بازيکنان با استعداد و باهوشي هستند که در هر لحظه از بازي مي دانند بايد چه کنند. ژاوي، اينيستا، کاسورلا، سنا، فابرگاس از اين دسته هستند. آنها بازيکناني هستند که پيشرفت فوق العاده اي به ويژه پس از قهرماني در اروپا داشته اند.

*به نظر مي رسد تو احترام فوق العاده اي براي فوتبال ايتاليا قائل هستي و فوتبال اين کشور را مورد تحسين قرار مي دهي، اينطور نيست؟

به گزارش یوفا: بله، همين طور است. ايتاليا فرهنگ متفاوتي دارد. ايتاليايي ها احترام بسياري به بازيکناني همانند مالديني، توتي، دل پيرو و پيش از آنها روبرتو باجو مي گذارند. آنها همواره مورد احترام هستند، حتي زماني که در حد و اندازه هاي خودشان ظاهر نشده باشند به سبب آنچه براي باشگاه و تيم ملي کشورشان انجام داده اند مورد احترام واقع شده اند. هر زمان که من به شهري در ايتاليا مي روم، مردم آنجا همانند مردم محلي با من رفتار مي کنند. آنها نسبت به من با گرمي و محترمانه برخورد کرده اند. ايتاليايي ها دوستداران بزرگ فوتبال هستند. آنها تمامي بازي ها را تماشا مي کنند.

*تو هم باعث خوشحالي مردم مي شوي و بايد از اين بابت احساس غرور کني.

نمي توانم گلايه کنم. روز 29 اکتبر 14 سال از نخستين بازي من براي رئال مادريد مي گذرد و هرآنچه فوتبال به من بخشيده خالي از لطف نبوده است. من تجربه هاي بسياري به همراه بازيکنان، مربيان، رقبا و هوادران سرتاسر دنيا داشته ام. اين براي من زيبايي هايي به همراه دارد و هرجا که باشم اين زيبايي ها از من جدا نمي شوند.

*کداميک بهتر است؛ به ثمر رساندن گل يا دادن پاس منجر به گل؟

هر دو. به عنوان يک مهاجم، گلزني را ترجيح مي دهم اما گاهي ارسال يک پاس گل زيبا پس از يک حمله تيمي فوق العاده به همان اندازه لذت بخش است. به ثمر رساندن آن گل فوق العاده برابر منچستر يونايتد در فصل 2000-1999 برايم آسان بود چرا که ردوندو همه کارهاي دشوار پيش از گل را انجام داده بود.

*چند بازيکن حاضر در تيم، پاسورهاي خوبي هستند؟

ما بهترين ها را در اختيار داريم. "اسنايدر"، "فان درفارت"، "گوتي" و "دلارد" بازيکناني هستند که با توجه به سبک تيم ما برجستگي پيدا مي کنند. زماني که آنها آماده باشند، کار ما در گلزني به مراتب آسان تر مي شود.

*تو تا به حال 296 گل براي رئال به ثمر رسانده اي، کداميک بيش از همه متمايز بوده است؟

من در مورد به ثمر رساندن گل هاي فراواني، بسيار خوش اقبال بوده ام اما فکر مي کنم هنوز هم نخستين گل برايم متمايزترين است چرا که از زمان پيوستن به باشگاه در سن 15 سالگي روياي به ثمر رساندن آن را در سر داشتم. همواره رويايم اين بود که نخستين بار در سانتياگو برنابئو براي رئال مادريد به ميدان بروم و موفق به گلزني شوم. زماني که گل را به ثمر رساندم ديوانه شده بودم. فکر مي کنم دوندگي ام پس از به ثمر رساندن گل و در زمان خوشحالي بيشتر از دوندگي ام در تمام زمان بازي بود. گل بسيار خاصي بود، به ويژه اينکه آن را برابر اتلتيکو مادريد به ثمر رساندم. لادروپ، يکي از بهترين بازيکناني که تا به حال در کنارش بازي کرده ام پاس گل را داد. او همچنين در زمينه مربيگري نيز شايستگي هاي خود را به اثبات رسانده است.

*پس از به ثمر رساندن گل، چه کسي را در آغوش گرفتي؟

دني را در آغوش گرفتم که در زمان سرمربيگري بنيتو فلورو نخستين بازي خود را براي تيم انجام داد. ما با يکديگر، هم اتاقي بوديم و او همواره حمايت بسياري از من مي کرد. احساس کردم که او بايد به جاي من در ترکيب اصلي قرار مي گرفت. او نسبت به گلزني من اطمينان داشت و من قصد داشتم از او به خاطر رفاقتي که با من داشت سپاسگذاري کنم چرا که اين رفاقت براستي بيش از هر چيز ديگري ارزش داشت. همه اعضاي تيم به من کمک کردند.

*آيا هنوز هم پيش از رفتن به ميدان دچار اضطراب مي شوي؟

من هنوز هم تا حد کمي اين احساس را دارم. درحال حاضر بيشتر از گذشته از بازي در سانتياگو برنابئو و ويسنته کالدرون لذت مي برم. هو کردن شما از سوي هواداران حريف براي آنها لذت بخش است چرا که آنها اين کار را واقعاً از روي کينه انجام نمي دهند. اين مساله حاکي از بي احترامي است و حتي باعث مي شود علاقه بيشتري نسبت به بازي در چنين ورزشگاه هايي پيدا کنيد. فکر مي کنم بايد در موقعيت هاي ناسازگار تمامي تلاش خود را بکنيد. به خاطر دارم که پس از نخستين بازي خود برابر بارسلونا حتي متوجه نشدم که چه اتفاقي افتاد. من سرجاي خود ميخکوب شده بودم و با جو خاصي روبرو بودم و تنها کاري که توانستم انجام بدهم تماشاي بازيکنان بارسلونا بود. من حتي نتوانستم توپ را در اختيار بگيرم. اين مساله با حضور در ديدارهاي بيشتر تغيير مي کند.

*احساس مي کني بيش از بازي، تازه واردها تو را زيرنظر دارند؟

من واقعاً هرگز به اين مساله توجه نکردم چرا که روي کارهاي خودم تمرکز داشتم. برخي مردم پس از اتمام بازي، پيراهن شما را درخواست مي کنند، مطرح شدن اين مساله از سوي بازيکنان تيم هايي که هرگز در سانتياگو برنابئو بازي نکرده باشند طبيعي است. خود من هم نخستين باري که در نوکمپ به ميدان رفتم اين کار را کردم.

*کدام بازي را بيش از سايرين به خوبي به ياد مي آوري؟

بازي در جام بين قاره اي در سال 1999 را بيش از همه به خاطر دارم. آرزوي هرکسي به ثمر رساندن گل پيروزي بخش در فاصله 5 دقيقه مانده به پايان بازي است. در آن زمان تازه از آسيب ديدگي کشاله ران رهايي پيدا کرده بودم و شرايط دشواري داشتم اما حضور در آن ديدار، به من کمک کرد تا اين شرايط دشوار را پشت سر بگذارم. گل زيبا و مهمي بود چرا که سال ها از آخرين موفقيت تيم ما در جام بين قاره اي مي گذشت.

*آيا در زمان تماشاي يک مسابقه فوتبال، هيجان زده مي شوي؟

نه، من دوست دارم بازي ها را در يک فضاي آرام تماشا کنم. روي نيمکت نشستن بدتر است چرا که شما مي خواهيد بازي کنيد و در مورد آنچه مي بينيد با خود کلنجار مي رويد و گلايه مي کنيد چرا که هيچ کاري از دست شما برنمي آيد. زماني که در منزل، مسابقه فوتبالي را تماشا مي کنم آرام هستم. فکر مي کنم با تماشاي يکي از مسابقه هاي تنيس رافائل نادال اضطراب بيشتري پيدا مي کنم. در فصل 2003-2002 به دليل عمل جراحي مجبور شدم ديدار برگشت برابر منچستر يونايتد در ليگ قهرمانان اروپا را از دست بدهم و رونالدو سه گل در آن ديدار به ثمر رساند که باعث خوشحالي بي حد و اندازه من شد.

*ترجيح مي دهي در اين فصل به قهرماني در ليگ قهرمانان اروپا، لاليگا و يا جام پادشاهي دست پيدا کني؟

چالش واقعي ادامه موفقيت در بدست آوردن عناوين است. بزرگترين اهداف ما لاليگا و ليگ قهرمانان اروپا هستند اما در جام پادشاهي نيز بيکار نخواهيم نشست چرا که قهرماني در اين جام حسرت بزرگي در دل بسياري از بازيکنان تيم است. اميدوارم امسال به قهرماني در اين جام دست يابيم. هدف شخصي من رسيدن به رکورد گلزني دن آلفردو دي استفانو است. اين مساله به آماده سازي بهتر من کمک کرده و انگيزه مرا دو چندان مي سازد.

*بازيکنان تيم جوانان رئال مادريد شما را الگوي خود قرار مي دهند، درست است؟

آنها شروع فوق العاده اي در اين فصل داشته اند. بازيکنان جوان بسيار خوب کار مي کنند و رهبران کنوني آنها هستند. ساير تيم هاي رده هاي سني پايين تر هم فوتبال زيبايي ارائه مي دهند. همه ما مي خواهيم برخي از اين نونهالان به تيم نخست راه يافته و تجربه اندوزي کنند تا روزي بتوانند به بازيکنان مهمي مبدل شوند.

*چه پيغامي براي هواداران داري؟

ما نمي توانيم خواسته بيشتري از هواداران داشته باشيم چرا که آنها هر روز به پشتيباني بيشتر ما مي پردازند. آنها با حضور خود، ورزشگاه سانتياگو برنابئو را پر از جمعيت کرده و از تماشاي بازي ها لذت مي برند. مي توانم تضمين کنم که تيم ما هرگز تسليم نمي شود و در طول فصل همواره سعي در شگفت زده کردن آنها خواهد داشت. رقابت تازه آغاز شده است و شک ندارم که موفقيت هاي بيشتري در آينده انتظار ما را مي کشد. اميدوارم در سال هاي آتي به مبارزه براي بدست آوردن عناوين بيشتر ادامه دهيم.

چهارشنبه 1387/06/13


زندگی نامه یحیی توره

نوشته شده توسط علی کشوری در 10:37 قبل از ظهر | لینک

یحیی توره متولد 13 مِی 1983 در ساحل عاج دارای 187 سانتیمتر قد و 78 کیلوگرم وزن است.

یحیی توره برادر کوچک حبیب توره ای است که در آرسنال بازی می کند.وی همچنین برادر کوچکتری به نام ابراهیم توره دارد که در نیس بازی می کند.توره فوتبال اش را در سال 1996 در آکادمی جوانان میموساس آغاز کرد.دو سال بعد به باشگاه کا.اس.کا بِوِرن بلژیک پیوست و تا سال 2003 در این تیم ماند.
در سال 2003 بطور قرضی به باشگاه متالورگ دونسک اوکراین پیوست.پس پایان مدت قراداد دوباره در همان سال به باشگاه سابق یعنی بورن بلژِک بازگشت.اما باشگاه متالبورگ اوکراین دست بردار او نبود و دوباره برای فصل 2005-2004 او را به خدمت گرفت.
یک سال بعد به باشگاه المپیاکوس پیوست و یک فصل در این تیم ماند.در این تیم بود که وی به عنوان یکی از جوانان آینده دار از شبکه یورو اسپورت انتخاب شد و همچنین لقب پاتریک ویرا جدید توسط برادرش حبیب به او داده شد.در آن سال باشگاه های بسیاری نظیر المپیک لیون ، منچستر یونایتد ، چلسی ، بارسلونا ، اورتون و آ.ث میلان خواهان وی شدند ولی خود او تمایل داشت تا در کنار برادرش حبیب در آرسنال بازی کند.
به همین خاطر در سال 2005 به باشگاه آرسنال برای یک دوره تست رفت اما آرسنالی ها بازی او را نپسندیدند!

در ژانویه 2006 وی از آرسنال بیرون آمد و باشگاه المپیاکوس نیز او را نپذیرفت و و تا تابستان آن سال منتظر باشگاهی بود که به آن بپیوندد.سرانجام وی در 15 آگوست 2006 به باشگاه آ.اس موناکو پوست و یک فصل در این تیم ماند تا تجربه جدید را در لیگ دست اول فرانسه ملقب به لوشامپیونه داشته باشد.توره به عنوان یک هافبک وسط به دلیل فیزیک مناسب بدنی اش و حفظ توپی بالا بازی می کرد.وی 24 بازی برای موناکو انجام داد و 5 گل زد و 2 کارت زرد و 1 کارت قرمز گرفت.

در 26 ژوئن سال 2007 یحیی با قراردادی 10 میلیون دلاری (حدوداً 6.7 میلیون یورویی) به باشگاه بزرگ بارسلونا پیوست و تجربه ای جدید را در لالیگای اسپانیا آغاز کرد تا در کنار بازیکنان بزرگی همچون رونالینهو ، اتوو ، آنری ، پویول و ... بازی کند.او به دلیل اینکه در باشگاه بورن بلژیک شماره پیراهن 17 را می پوشید همین شماره را تقاضا کرد اما بدلیل اینکه این شماره بر تن جیوانی دوسانتوز بود و شماره 24 را که اینیستا دیگر بر تن نمی کرد را پذیرفت.

در بازی دوستانه ای که بارسلونا در سال 2007 در برابر اینتر انجام داد وی توانست اولین گل خود را به ثمر برساند.اما اولین گل خود در رقابت های لالیگا را در 2 سپتامبر در برابر اتلتیکو بیلبائو به ثمر رساند.

پنجشنبه 1387/05/31


زندگینامه ساموئل اتوئو

نوشته شده توسط علی کشوری در 12:16 بعد از ظهر | لینک

ساموئل اتوئو يكي از بچه شير هاي دسته ي مخوف و شگفتي ساز فوتبال آفريقا واز نمونه هاي تكامل يافته و درجه يك كامروني هاي شيفته و مستعد اين ورزش است.

مهاجم مشهور و پرطرفدار تيم بارسلونا با ركورد كسب عنوان سومين بازيكن برتر فوتبال جهان در سال2005.كسب عنوان بهترين بازيكن سال آفريقا در دو سال پياپي 2003.2004و همچنين جوانترين بازيكن جام جهاني 1998(فرانسه) با سن 17 سال و فاتح جام ملت هاي آفريقا در سالهاي 2000.2002 با مدال طلاي المپيك تابستاني سال 2000كه در واقع از آغاز حرفه اي و درخشش در عرصه فوتبال و طي نزديك يك دهه ي گذشته با تيم ملي كامرون همراه و در كسب موفقيت هاي آن سهيم بوده است.

نكته ي جالب كشف و انتقال او به اروپا توسط باشگاه پر ستاره ي رئال مادريد است در حالي كه طي 6 سال تحت قرارداد با اين تيم فقط در 3 بازي ليگ حضور يافته و 9 گل زده است كه اين يك ركورد رويايي براي يك بازيكن است كه در اين مدت بيشتر به صورت بازيكن قرضي گذرانده است.
اين ماجرا و حواشي آن تيم ملي كامرون و هموطنان متعصب .رفتار تهاجمي او .دردسرهاي برخورد نژادپرستانه . زندگي خصوصي و فرمانروايي همسر.شايعات مربوط به رد كردن پيشنهاد چلسي و ترس از انگليسي ها يا خرافات زنانه درباره ي مورينيو ي جادوگر و ضيافت هاي بارسلونا و هتل هاي لوكس و شام خوردن با زاغه نشينان و رقصيدن با مردم كوچه و خيابان هاي جنوب شهر . در زندگي اين بچه شير به چشم مي خورد.

شانزدهمين و هفدهمين گل ها ي اتوئو در دقايق 38و57 بازي با سلتاويگو به ثمر رسيد تا ركورد حيرت انگيز 17 گل در 17 بازي در آن فصل در كارنامه اش ثبت شد و از سوي ديگر سيزدهمين پيروزي متوالي بارسلونا با سهم استثنايي اين شير كامروني رقبا را به وحشت اندازد.
اتوئو چنان نمايان و خيره كننده بود كه در 15سالگي شانس جهش به اروپا و قرارداد رويايي با رئال مادريد را تجربه كند و آنقدر گيج و هيجان زده و البته كم سن و سال بود كه در فرودگاه پارما بدون اينكه كسي او را بياورد پرواز اشتباهي را انتخاب كرد .
در اوج نا اميدي سراغ اولين آفريقايي تيره پوستي كه ديد ,دويد و كمك خواست و مرد غريبه او را به زمين رئال مادريد هدايت كرد.خودش مي گويد كه آنقدر بهت زده و هراسان شده بود كه مي خواست گريه كند و حتي فراموش كرد نام يا آدرس ناجي خود را بپرسد .
او به رئال مايوركا قرض داده شد و طي سالها فقط نام و قرار داد رئال مادريد را داشت.در مايوركا به جام كينگز دست يافت و براي خودش تجربه و جسارت كسب مي كرد.شانس هنر نمايي در تيم كهكشاني رئال مادريد هرگز نصيب او نشد.
و به عنوان مهاجم خارجي نمي توانست بر نفوذ و شهرت غول هايي مانند رائول و رونالدو در خط حمله تيم غلبه كند پس قرارداد 24 ميليون يورويي انتقال به بارسلونا ,سرزمين كاتالانها رقيب ديرينه ي رئالي ها برايش حكم رهايي بود.

عنوان قهرماني لاليگا در دو سال پياپي 2004.2005و گلزن برتر تيم با24گل شروع كار بود.
او حالا پس از هم تيمي اش رونالدينهو و ستاره ي چلسي فرانك لمپارد عنوان سوم جايزه ي بهترين بازيكن سال فيفا در سال2005را به خود اختصاص داده و با غرور در مراسم با شكوه اهداي جوايز و كنفرانس مطبوعاتي با كت و شلوار گران قيمت خود در روبروي دوربينها قرار گرفت.
اين همان جوان سر گردان در فرودگاه است كه آدرس رئال را مي پرسيد و آرزوي بودن در خط حمله ي رئال مادريد در كنار رونالدو راداشت حالا در كنار رونالدينهو پله ي مرواريد سياه جهان و بزرگان ديگر بارسا كسب عناوين ميكند و به رئال مي فهماند كه باز ي ندادن به اين شير گرسنه به ضرر اين تيم تمام شد.

او كسي است كه دو سال پاپي است چلسي به دنبال ساقهاي خستگي ناپذيرش است و امسال هم دوباره پيشنهاد رويايي قرار داد اين تيم را براي فصل بعد رد كرد.و گفت: پيشنهاد چلسي سخاوتمندانه و عالي بود اما پول خوشبختي نمي آورد.
البته بعدا معلوم شد كه به خاطر همسرش اين پاسخ را داده است.
او در بازي نخست توانست انتقام بارسا را از شن هاي آبي با گل خود بگيرد.
او با بارسلونا يك فصل ديگر تمديد كرد تو دستمزد خود را از 2.8ميليون دلار به 5.3 ميليون دلار رساند.

او آنقدر در جمع آبي و اناري پوشان محبوب شده كه خوان لا پورتا رييس باشگاه بارسلونا حالا مدعي است كه او را با تمام پولهاي دنيا عوض نمي كند.

اتوئو در انتظار گرفتن دو جام در امسال است يكي جام اسپانيا و ديگري جام باشگاههاي اروپاست.

او در مصاحبه اي جسورانه گفت كه:من به خوشگلي بكام نيستم اما فوتباليست بهتري هستم.
اين تا حدي به دلخوري و احساس رقابت او نسبت به ستاره هاي رئال و اصولا اين باشگاه مشهور و تيم كهكشاني سوپر استارهاي مغرور و افاده اي آن مربوط ميشود به هرحال آنها هرگز قدر او را ندانستند مگر وقتي كه تيم هاي اروپايي براي جذب او به رقابت پرداختند و ميليونها دلار را وسط گذاشتند و رئال پشيمان براي باز خريد او تلاش كرد اما او ديگر به آنجا باز نمي گردد .بهترين تمركز در زمين .كنترل توپ و قدر ت سريع در تصميم گيري پشتوانه وي در گلزني به تيمهاي بزرگ است.

دوشنبه 1387/05/21


زندگی نامه دکو

نوشته شده توسط علی کشوری در 7:12 بعد از ظهر | لینک

آندرسون لویس دی سوزا ملقب به دکو که در سال 1977 در سائوبرناردودوکامپو در برزیل متولد شد.او با قدی 177 سانتی متری و 73 کیلو یکی از بهترین هافبکهای دنیا است.

دکو فوتبال حرفه ای خود را از برزیل با تیم سائوپائولو (96_1995 و 97_1996) اغاز کرد. او فصل بعد را هم در برزیل با تیم کورینتیناس سپری کرد.

دکو در فصل 98_97 به تیم پرتغالی بنفیکا پیوست. بعد از گذراندن یک فصل خوب در بنفیکا به تیم سالگویروس رفت و از انجا با پیشنهاد فرناندو کاسترو مربی پورتو به این تیم پیوست و پنج فصل برای این تیم توپ زد.(2004_1999)

دکو در جام باشگاههای اروپا در سال 2004 همراه مورینیو قهرمان این جام معتبر شد. بعد از قهرمانی در این جام مورد توجه بعضی از تیمهای مطرح اروپا از جمله بارسلونا قرار گرفت.

او در تابستان سال 2004 به تیم بارسلونا پیوست و همراه این تیم در فصل 2005_2004 نایب قهرمانی اسپانیا را به دست آورد و در فصل بعد از آن (2006_2005) همراه بارسلونا قهرمان اسپانیا شد و در همان سال قهرمانی جام باشگاههای اروپا را فتح کرد.

دکو در 29 مارچ 2003 با مسئولین پرتغال برای گرفتن تبعیت این کشور وارد مذاکره شد و در تابستان 2004 باتیم پرتغال در فینال جام ملتهای اروپا با نتیجه ی یک بر صفر مغلوب یونان شد تا به عنوان نایب قهرمانی دست یابد و همچنین در جام جهانی 2006 همراه پرتغال به مقام چهارمی دست یافت.

جمعه 1387/05/04


بیوگرافی پیتر چک

نوشته شده توسط علی کشوری در 5:25 بعد از ظهر | لینک

پیتر چک متولد 20 مِی 1982 در پِلِزن جمهوری چک دارای 197 سانتیمتر قد و پستش دروازبان است.فوتبالش را از تیم ویکتوریا پلزن آغاز کرد اما نه در پست دروازبان بلکه در پست هافبک و فوروارد

از وقتیکه پایش در سن 10 سالگی شکست ، وی پس از بهبود گاه گاه در درون دروازه می ایستاد و کم کم به این پست علاقمند شد.در سن 17 سالگی وی به تیم چِمل بِلسانی در سال 1999 با یک قرارداد رسمی ملحق شد ولی نتوانست در این تیم موفق باشد.
بعد از انجام 27 بازی در 2 فصل ، باشگاه آ.ث. اسپارتا پراگ یکی از تیم هایی بود که استعداد پیتر چک را به عنوان یک بازیکن کم سن و سال قبول داشت و با پیشنهاد بالای 700 هزار یورویی برای یک دروازبان با وی قرارداد بست.
وی پس از پیوستن به این تیم به سرعت درخشید و فصل بسیار موفقی را با این تیم طی نمود.وی توانست در آن سال رکورد 855 دقیقه بدون خوردن گل را ثبت کند.همچنین درخشش وی در بازی های جام باشگاه های اروپا با این تیم سبب شد که وی مورد توجه باشگاه های بزرگ قرار گیرد.اما وی با تیم رِن فرانسه به نوافق رسید و قرارداد 5 میلیون یورویی را با این تیم امضا کرد که یک مبلغ گزاف برای یک دروازبان در سال 2002 بود.

مسلماً رِن تیم بزرگی در فرانسه نبود ولی به عنوان تجربه در تیمی خارج از کشورش و همچنین به عنوان سکوی پرتابی برای ستاره شدن اش دارای اهمیت بود.بعد از 2 سال در تابستان 2004 وی با قرارداد 10 میلیون یورویی جایگزین کارلو کودیچینی ای شد که در چلسی خوب کار نمیکرد و مسئولین این تیم را ملزم به آوردن دروازبان جایگزین کرده بود تا هم در درون دروازه گزینه ی مناسبی داشته باشد و هم با ایجاد حس رقابت ، انگیزه ی کودیچینی را هم بالا ببرند.
پیتر چک خیلی زود و به خوبی توانست جای کودیچی را پر کند و مورد تشویق طرفداران چلسی واقع شود.وی با استفاده از این فرصتی که به وی داده شده بود به جهان نشان داد که چه می تواند بکند.
وی همچنین در لیگ انگلیس هم رکورد ثبت کرد و توانست 1025 دقیقه دروازه ی خود را بسته نگه دارد. اوضاع برای پیتر چک داشت خوب پیش میرفت تا اینکه وی در یک مصدومیت شدید از ناحیه جمجمه آسیب دید و مدت ها از میادین دور بود.وی بعد از بهبودی با کلاه مخصوصی به فوتبالش ادامه داد.

پیتر چک هم اکنون اگر بهترین دروازبان دنیا نباشد بین 3 دروازبان برتر جهان به حساب می آید و بسیاری از تیم ها آرزوی داشتن چنین دروازبانی را دارند.

افتخارات پیتر چک

بهترین دروازبان اروپا در رده ی سنی امید همراه با تیم چک در سال 2002

بهترین دروازبان لیگ انگلیس در سال 2005

قهرمانی با تیم چلسی در لیگ برتر انگلیس در فصل های 2004-2005 و 2005-2006

قهرمانی جام اتحادیه انگلیس در سال 2005-2006

قهرمانی جام حذفی انگلیس در فصل 2006-2007

قهرمانی جام اتحادیه در فصل 2006-2007

شنبه 1387/01/24


نسل جدیدی از ستاره ها - تئو والکات

نوشته شده توسط علی کشوری در 6:37 بعد از ظهر | لینک

نگاه ها هنوز آن طور که باید و شاید بر روی والکات جوان متمرکز نشده است اما اخیراً نشانه هایی از حضور او وجود دارد که بیانگر اعتماد ونگر به وی است. تئو در فینال جام اتحادیه فصل گذشته گل زیبایی مقابل چلسی به ثمر رساند.

گرچه فوق ستاره های دنیای امروز فوتبال بسیار جوان هستند اما از نظر توانایی های حرفه ای، این بازیکنان کم سن و سال در حد همتایان میانسال خود بازی می کنند. در حالی که روبینیو ( ۲۴ ساله)، رونی ( ۲۲ ساله)، فابرگاس و مسی ( ۲۰ ساله) و کریستیانو رونالدو( ۲۳ ساله) دوران ۲۰ سالگی خود را پشت سر می گذرانند، نسل جدیدی از نوجوانان با استعداد، منتظرند تا در فرصت مناسب درخشش خود را در دنیای فوتبال به رخ همگان بکشند.

آنها منتظر فرصتی هستند تا بگویند لیونل، کریستیانو، وین و سسک کنار بروید وقت آن رسیده که همه بفهمند ستاره های تازه متولد شده چه کسانی هستند! بسیاری از این پدیده های تازه وارد، گاه و بیگاه در مستطیل سبز حاضر می شوند و خیال همه را از وجود نسل بعدی ستاره ها در زمین های فوتبال راحت کرده اند. به طور معکوس نگاهی به ۵ نفر از درخشان ترین ستاره های نوجوان فوتبال برتر می اندازیم.

۵) تئو والکات- آرسنال، ۱۸ ساله
نگاه ها هنوز آن طور که باید و شاید بر روی والکات جوان متمرکز نشده است اما اخیراً نشانه هایی از حضور او وجود دارد که بیانگر اعتماد ونگر به وی است. تئو در فینال جام اتحادیه فصل گذشته گل زیبایی مقابل چلسی به ثمر رساند. وی همچنین اولین گل خود را در رقابت های لیگ قهرمانان اواخر سال ۲۰۰۷ مقابل اسلاویا پراگ وارد دروازه کرد و سرانجام شروع گلزنی هایش را در لیگ برتر در بازی مقابل بیرمنگام آغاز کرد.

درخشش اخیر او در سن سیرو که به عنوان بازیکن ذخیره وارد زمین شده بود، مقامات آرسنال را از انتخاب و به کارگیری وی مطمئن ساخت. همتیمی های با استعدادی چون امانوئل آدبایور، رابین ون پرسی و سسک فابرگاس و تمرین سخت آرسن ونگر دقیقاً همان زمینه ای را فراهم می کند که یک نوجوان با استعداد برای رشد و شکوفایی در زمین به آن نیاز دارد. مطمئناًَ اگر والکات جوان به همین رویه ادامه دهد. به یکی از ستاره های بی رقیب توپچی ها تبدیل خواهد شد. آینده او به طرز باور نکردنی روشن به نظر می رسد اما باید دید آیا می تواند به رؤیاهای خود و آنچه که مربیانش برای او خواب دیده اند، جامه عمل پوشاند یا نه؟

۴) بویان کرکیچ- بارسلونا، ۱۷ ساله
او هم اکنون درسن ۱۷ سالگی جزو ۱۱ نفر اصلی بارسا، به مصاف رقیبان می رود. تعجبی ندارد که کرکیچ بااستعداد فوق العاده اش در دریبل زدن و هیکل لاغر اندامش عنوان «مسی جدید» را به خود اختصاص داده است. شاید در حالی که مسی جوان خود در ۲۰ سالگی در کنار وی بازی می کند مقایسه بسیار آسان اما کمی غیرمنصفانه باشد اما به هر حال این نامی است که به او داده اند. بویان جوان از همین حالا در حال شکستن رکوردها است.

بویان جوان ترین بازیکنی است که تا به حال در لیگ قهرمانان حضور پیدا کرده است، وی همچنین پس از حضور مقابل ویارئال به عنوان کم سن و سال ترین بازیکن آبی و اناری پوش که در بازی های لالیگا حضور پیدا کرده و به گلزنی پرداخته، معرفی شده است.

در واقع با آنچه که از این نوستاره دیده شده است و چیزی که از وی انتظار می رود باید منتظر شکسته شدن رکوردهای بزرگتری از جانب وی باشیم.
نکته جالب و تحسین برانگیز دیگری که در مورد کرکیچ وجود دارد حضور وی در پهنه های بین المللی است. از آنجایی که بویان از پدری صربستانی و مادری اسپانیایی متولد شده است، تیم ملی های هر ۲ کشور از وی دعوت به بازی کرده اند و البته هر ۲ کشور علاقه فوق العاده ای برای خدمت گرفتن این نوجوان با استعداد نشان داده است. در این میان اسپانیا توانست نظر او را برای پوشیدن پیراهن تیم ملی این کشور جلب کند و احتمالاً در رقابت های یورو ۲۰۰۸ شاهد حماسه آفرینی این نوجوان آینده دار باشیم.

۳) الکساندر پاتو- میلان، ۱۸ ساله
گرچه مصدومیت دلخراشش شروع شکوه آفرین او را در میلان به تعویق انداخت اما این حقیقت که قرمز و مشکی ها ۲۲ میلیون یورو برای خرید این نوجوان پول خرج کرده است این را می رساند که پاتو جوان حتماً ارزشی بیشتر از اینها دارد و باید انتظار کارهای بزرگی را از او در زمین داشته باشیم.این نوجوان برزیلی آگوست ۲۰۰۷ با میلان قرارداد امضا کرد اما تا ژانویه ۲۰۰۸ با توجه به قوانین یوفا اجازه بازی برای تیمش را نداشت.

با این حال پس از اولین حضورش با پیراهن قرمز و مشکی ها که در همان بازی اولین گل خود را نیز برای تیم زد همه مطمئن شدند که تعاریفی که از پاتو می شد بی دلیل نبود اما متأسفانه مصدومیت شدیدش از ناحیه قوزک پا او را از ادامه پیشرفت بازداشت.بدون شک پاتو آینده میلان خواهد بود. در واقع اگر او بخواهد همچون همتیمی هایش مالدینی، نستا، اینزاگی و سیدورف به اسطوره های قرمز و مشکی ها بپیوندد باید هرچه در چنته دارد بیرون بریزد و تا جایی که می تواند از آنچلوتی و دیگر ستارگان بیاموزد.

۲) آندرسون- منچستریونایتد، ۱۹ ساله
آندرسون شروع آرامی را در ابتدای فصل داشت اما پس از مصدومیت اسکولز که او را برای بیش از ۳ ماه از زمین دور نگه می داشت، این جوان برزیلی فهمید که زمان درخشش فرا رسیده است و به زودی چشمان فرگوسن را بر روی خود در خط میانی زمین ثابت نگه داشت. وی در تکل ها و پخش توپ فوق العاده عمل می کند و گل های زیبایی وارد دروازه حریف می کند.

همه اینها باعث می شود که فراموش کنیم این ستاره تنها ۱۹ سال دارد. آندرسون جایگاه خود را به خوبی در خط میانی تثبیت کرده است و دیگر کسی در مقر شیاطین سرخ به عدم حضور اسکولز نمی اندیشد. اگر همین طور به گلزنی ادامه دهد و آمادگی بدنی خود را حفظ کند مطمئناً به زمان بازنشستگی اسکولز تسریع قابل توجهی خواهد بخشید.

۱) سرجیو آگوئرو- آتلتیکومادرید، ۱۹ ساله
وقتی تنها ۱۵ سال داشت به عنوان جوان ترین بازیکن لیگ دسته اول آرژانتین در آن رقابت ها شرکت کرد. این نوجوان آرژانتینی قدم هایش را آهسته اما پیوسته برای مارادونای جدید شدن برمی دارد. او در می سال ۲۰۰۶ با قراردادی به مبلغ ۲۰ میلیون یورو به خدمت آتلتیکومادرید درآمد. آگوئرو شروع کندی را در باشگاه اسپانیایی داشت اما پس از آنکه با دیه گو فورلان منطبق شد به یکی از مهره های تأثیرگذار تیمش تبدیل شد.

بی شک اگر حضور او در مقر سفید و قرمزهای مادرید نبود، این تیم به رقیب جدی بارسا بدل نمی شد. نمایش جذاب آگوئرو در آتلتیکو از طرفی نشان داد که ترک تورس چندان هم به ضرر تیم تمام نشده است. وی در کنار فورلان تاکنون ۱۲ گل در ۲۴ بازی به ثمر رسانده است. این ۲ مهاجم آتلتیکو به یکی از بهترین زوج تهاجمی در سراسر اروپا بدل شده اند.

اگر سرجیو همین طور به درخشش ادامه دهد، بی شک می توانیم آتلتیکو را مدعی قهرمانی فصل آینده لالیگا بدانیم.